رويا درمنابع اسلامي

اهميت تعبير رويا

 

 

تعبير و تفسير رؤيا از مشکلترين مسائل مورد نياز مردم است بالاخره ناگزير و گاه و بيگاه انسان خواب هاي مبهمي مي بيند که چاره ايي جز تعبير واقعي ندارد. اما اين تعبير و تفسير را چه کسي مي تواند بکند و آيا به هر کس مي توان اعتماد کرد؟ و حرف هر کس در اين مورد قابل اعتماد است ؟ 

 اين مسئله ايست که بايد بررسي دقيق شود . و معبرين واقعي شناخته شوند تا به ايشان مراجعه کنند . ضمنا بايد بررسي گردد که آيا قاعده ايي براي کيفيت تعبير هست که بتواند به آن قاعده و قانون اعتماد کرد.

اينک ملاحظه کنيد در يک خواب چه اختلاف تعبيري بوجود مي آيد حالا بايد ديد کدام تعبير صحيح است . وقتي فرعون زمان حضرت يوسف به نام "وليدبن ريان" که پادشاه اصلي مصر، او بود و عزيز مصر وزيرش محسوب مي شد. آن خواب را براي اعيان مملکت خود نقل کرد. که ديد هفت گاو فربه از يک نهر و رود خارج شدند و هفت گاو لاغر، که از نهري خشک خارج شدند هفت گاو چاق را خوردند و هفت خوشه گندم دانه بسته و عالي ديد اما هفت خوشه ديگر، خشک که بر آنها پيچيده بود.

اطرافيان فرعون گفتند : اينها خواب پوچ و آْشفته است ما تعبير چنين خواب هايي را نمي دانيم.  اما ديديم به معبر واقعي که مؤيد به تاييد خداوند و مطلع از واقعيات با افاضه ي خداوند بود، که رسيدند براي آنها چه تعبير مهمي کرد و با همين تعبير جان مردم آن مرز و بوم را از خطر مرگ قحط و غلا ، نجات بخشيد يوسف عليه السلام گفت: هفت سال مثل سالهاي قبل زراعت خواهيد کرد . محصول بر مي داريد. ولي هفت سال متوالي دچار کمبود آب و محصول کم خواهيد بود. بايد از اين سالها رخاء و فراواني براي سالهاي قحط و غلا نگه داريد و مقداري نيز براي بذر و کاشتن نگهداري کنيد تا بتوانيد نجات يابيد.

چنانچه ملاحظه مي کنيد؛ حضرت يوسف (ع) برنامه ي اقتصادي يک مملکت تا چهارده سال بحراني را توضيح مي دهد. که فرعون تحت تاثير تعبير صحيحي و در عين حال مسلم او قرار مي گيرد و تقاضا مي کند يوسف زنداني را آزاد نموده بياورند. با همين تعبير به مقامي عالي مي رسد و فرمانرواي مصر ميگردد.

در کافي نقل مي شود: محمدبن مسلم گفت: خدمت حضرت صادق (ع) رسيدم. ابوحنيفه نيز حضور داشت. گفتم آقا يک خواب عجيب ديده ام فرمود کسي که عالم خواب و تعبير است اينجا نشسته،و رو به ابوحنيفه کرد. خواب خود را براي او نقل کن!

گفت در خواب ديدم وارد خانه ام شدم . زنم از خانه خارج شد گردوي زيادي را شکست و بر سر و صورتم پاشيد. ابو حنيفه گفت: تو چند روزي با خويشاوندان زنت در ارث اختلاف خواهي داشت. اما بعد از يک گرفتاري زياد به حاجت خود ميرسي امام عليه السلام فرمود:والله درست (به خطا) رسيدي. ابو حنيفه از جا حرکت کرد و رفت.

ابو بصير گفت: آقا از تعبير او خوشم نيامد فرمود: ناراحت نشو تعبير او با تعبير ما فرق دارد.

پس علم تعبير به طوري که از آيات و روايات استفاده ميشود، علم بسيار شريف و با اهميت است که خداوند يکي از دلايل نبوت حضرت يوسف عليه السلام را ، اطلاع از علم تعبير قرار داده . 

 " و کَذلک يَجتنبک ربک و يُعلّمک مِن تَاويل الاحاديثِ "

خداوند، تو را انتخاب نمود و به تعبير خواب و تاويل اين وقايع آشنا نمود.

اين علم صد در صد عنايتي است از خداوند که به انبياء و ائمه اطهار عليهم السلام و گاهي به بعضي از فضلا از علما و دانشمندان که آن هم بر اثر مخالفت با هواي نفس و شدت پايداري در راه خداوند داده شده ديگر نمي توان به تاويل و تعبير اين و آن اعتماد کرد بايد دنبال معبري گشت که يا معصوم باشد و يا ارتباط خاص با معصومين داشته باشد تا به تاويل او اعتماد نمايد.

امام صادق (ع) به طربال فرمود: وقتي پادشاه دستور داد يوسف را زنداني کنند. خداوند تعبير خواب را در آنجا به يوسف الهام نمود  که در زندان خواب زندانيان و اطرافيان آنها را تعبير مي نمود.

در حديث ديگر جابر جعفي از امام باقر (ع) نقل ميکند: من از تعبير رؤيا که از دانيال نبي نقل مي شود پرسيدم، که آيا صحيح است يا نه ؟ فرمود بلي صحيح است به او وحي مي شد.

 او پيامبر بود از چيزهايي که خداوند به او آموخته بود تعبير رؤيا بود. پيامبري صديق و حکيم بود به خدا و به محبت ما خانواده اعتقاد داشت. پرسيدم به محبت شما خانواده؟!   

قالَ اي وَالله وَ ما من  نبي و لا مَلکٍ الاّ و کانَ يوُمِنُ بمجبتنا "

فرمود آري به خدا قسم هيچ پيامبر و فرشته ايي نيست مگر اينکه دين او به ما خانواده است. 

 

(دارلسلام ،ج4،ص327و328)

 

 

مرحوم نوري ، در دارلسلام مي نويسد : علم تعبير از علوم انبيا است خصوصا در مورد يوسف صديق و دانيال پيامبر، که يا تصريح دارند و يا با اشاره از قواعد آنها استفاده مي شود. و يا از علومي که به ائمه منتهي مي شود يا کسي که با تهذيب نفس و مخالفت با هواي نفس به چنين مقامي رسيده است.

با اين توضيح معلوم ميشود که رجوع به کتابهاي تعبير فايده ايي ندارد مخصوصا کتابهايي که داخل اين اقسام نباشد با اينکه گاهي بعضي از مطالب آنها ممکن است با واقعيت تطبيق نمايد ولي قابل اعتماد نيست.

اين ادعا را ثابت مي کند فرمايش امام صادق (ع) که به محمدبن مسلم . در مورد تعبير خوابش به وسيله ابو حنيفه فرمود: تعبير آنها با تعبير ما مطابقت ندارد و از ما نيز مطابق آنها نخواهد بود. در نتيجه اعتماد به تعبير ابن سيرين و ديگران که در اين راستا نيستند صلاح نيست . در روايات امام صادق(ع) مي فرمايد: رؤيا مطابق مي شود با تعبيري که اشخاص مي کنند. مثل کسي که پايش را از زمين بلند کرده نمي داند کجا بايد بگذرد، به او اجازه مي دهند فلان جا بگذارد. 

 

شرايط معبر

 

آن شرايط عبارتند از: 

 ۱- خير خواه باشد ۲- عليم و دانا باشد ۳- دشمن و کينه توز و منافق نباشد.

زيرا آنها  چنان تعبير مي کنند که موافق خواسته خود آنها است معبر بايد قدرت تشخيص زيادي داشته باشد. موقعيت خواب بيننده را بشناسد که در تعبير خواب مؤثر است. شخصي خدمت حضرت صادق(ع) رسيد و گفت خواب ديدم که خورشيد از سر و بدنم طلوع کرده امام عليه السلام خوابش را تعبير کرد. اما او گفت مي گويند خورشيد اقتدار ملک و مملکت است. فرمود: تو از آنها که خليفه مي شوند نيستي و نه سابقه خلافت در آباء و اجدادت وجود داشت. کدام خلافت و فرمانروايي بهتر از اين است که نور ايمان داشته باشي که به اميد آن وارد بهشت شوي. آنها در علم تعبير اشتباه مي کنند عرض کردم صحيح مي فرماييد.

تشخيص موقعيت يکي از شرايط مهم تعبير است ملاحظه مي کنيد امام عليه السلام خواب دو نفر را که يک نوع خواب ديده بودند چگونه تعبير و تفسير مي فرمايد هر دو خواب ديده بودند مشغول رفتن به کربلا هستند. يکي اذان مي گويد و آن ديگري نيز اذان گفت.

به اولي فرمود تو به مکه خواهي رفت. با استفاده از ايه" وَ اَذِنَ في النّاسِ للحَجِّ يا توُک َرُجالا" به دومي فرمود دزدي خواهي کرد با استفاده از " و اذن مؤذن يا ايتها العير انکم لسارقون" تشخيص اين موارد و فرق بين آن دو گذاشتن، فقط در اختيار معصوم است اينها نکات و وقايعي است که افراد عادي سر از آن در نمي آورند مسئله ديگر که اهميت به علم تعبير مي دهد و اطلاعات ما را در علم. تعبير بسيار کم و کوتاه نشان ميدهد تشخيص موقعيت خواب بيننده است و تطبيق تعبير با مورد خاص است امام صادق (ع) فرمود: کسي که در خواب ببيند داخل حرم کعبه شده ولي مي ترسد، او ايمن خواهد بود که خداوند در قرآن کريم مي فرمايد " حَّرماً آمِنّا" .

معلوم مي شود يکي از طرق تعبير تطبيق با آيات قرآن است و در مورد کسي که خود را در شام ببيند فرمود برکات و نعمتهايي به او ميرسد که در قرآن کريم مي فرمايد: " و جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ القري التي بارَکنا فيها" منظور شام است. و از اين داستان تطبيق با آيات را بسيار مؤثر مي نمايد.

گويند مهدي پسر منصور دوانقي در خواب ديد رويش سياه شده به معبران مراجعه کرد گفتند. ما از تعبير اين خواب عاجزيم. خوب است ( ابراهيم بن عبدالله) کرماني را احضار کنيد و از او تعبير بجويي مهدي همين کار را کرد. ابراهيم گفت خداوند به تو دختري خواهد داد. از او پرسيدند به چه دليل مي گويي؟ گفت به دليل اين آيه "وَ اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُم بالانثي ظلّ وجهه مسوداً و هو کَظيم"(سوره نحل، آيه 58) در همان روز براي او دختري متولد شد مهدي ده هزار درهم به او بخشيد و هزار درهم ديگر هم موقع تولد بخشيد.

يکي از آقايان علماء مي فرمايد: شخصي به من مراجعه کرد و خوابي را نقل نمود که تعبير آن خواب به دزدي اشاره داشت " مثل اذان گفتن" اما من او را مرد دزدي تشخيص ندادم و خيال مي کردم آدم خوبي است. بالاخره گفتم ممکن است بدت بيايد اين خواب تو دليلي است بر اينکه سرقت کرده اي.

گفت آقا همينطور است . مادر زن و پدر زنم رفتند مسافرت. من خانه آنها را نگه مي داشتم يک روز رختخواب را باز کردم ديدم داخل رختخواب مقداري طلا آلات است. برداشتم اما بعد از برگشتن از مسافرت احتمال نمي دادند . که من باشم ديگري را متهم کردند. که الان او در محاکمه است گفتم: به هر صورت بايد يک کاري بکني لااقل ديگري را از اين گرفتاري خارج کني.

البته اتفاقات خيلي زياد است که به تدوين و نگارش نياز نيست ولي ما به اين مقدار فعلا بسنده مي کنيم.

 

از دارالسلام،ج۴، ص ۳۷۲ 

چهارشنبه، 19 بهمن، 1384

قرآن مشتمل بر جميع علوم و معانی ميباشد!

 

اگر چه ظاهر قرآن مجيد از حيث جزالت الفاظ [ فصاحت و روانی سخن]  و حسن معاني و اسلوب عجيب و ترکيب در منتها درجه ي فصاحت و بلاغت و معجزه ي خاتم النبيين (ص) مي باشد. ولي ارباب فضل و دانش و تحقيق وقتي به باطن قرآن مجيد توجه مي نمايند، اعجاز را در معاني قرآن بالاتر و برتر و بيشتر از ظاهر الفاظ و اسلوب عجيب و بديع آن مي بينند.

هم چنانيکه علماء فيزيولوژي، يعني منافع الاعضا،که جميع اعضاء و جوارح آدمي را تشريح، و در آن غور نموده اند.

به تحقيق مي گويند وجاهت و زيبايي باطن انسان به مراتب بالاتر از وجاهت ظاهر صورت او مي باشد.

اعضاء و جوارح باطنيّه انسان از حيث نظم و ربط، دلالتش بر اثبات ذات واجب الوجود و عظمت قدرت و اراده و حکمت او جلّ و علا بالاتر از اعضا ظاهريه ي او مي باشد.

همين قسم است حسن معاني قرآن مجيد که از حيث اعجاز براي مردمان دقيق دانشمند به مراتب بالاتر از حسن ظاهر آن مي باشد.

 

 چه آنکه قرآن مجيد بحکم آيه 37 سوره 6 (انعام) که مي فرمايد: ما فرطنا في الکتاب من شيء (ما در کتاب [بزرگ ، قرآن] بيان هيچ چيز را فروگذار نکرديم [که محتاج اليه بشر است مفصلا يا مجملا] ). 

و آيه ي 59 از همين سوره که فرموده: و لا رطب و لا يابس الافي کتاب مبين (هيچ تر و خشکي نيست جز آنکه در کتاب روشن و آشکار  [‍قرآن مجيد] ثبت و مسطور است) .

 

مشتمل بر جميع علوم اولين و آخرين است، از اصول عقايد، و معارف حقّه الهيه، علم به مبدأ و معاد ، و علم تعبير خواب ، و مواعظ  و حکم و امثال ، و طريقه ي خطبه و خطابه ، و مجادله و مناظره، و علم هيئت و نجوم، و معرفت السماء و آنچه در آنهاست ، و علم معاني و بيان،  علم طب، هندسه، جبر و مقابله، و اشاره به حرف و صنايع از قبيل حدادي، خياطي، بنائي، غزالي، نساجي، غواصي ، صيادي ،صباغي، تجارت و کتابت، و سبق و رمايه، سياست مُدن و علم حقوق بنحو اتم و اکمل، طرز حکمراني و مملکت داري از لشکري و کشوري و طريقه ي صلح و صفا، جنگ و جهاد، و احکام لازمه  در عالم مدنيّت که سيصد و سيزده حکم است ، براي حفظ معاش و معاد، در امور مربوطه ي به دنيا و دين، که فقط ما  توانستيم به فهرست مختصري از آنها اشاره نمائيم ، چه آنکه وقت مقاله نويسي اجازه نميدهد آيات هر يک را مشروحا بيان نماييم، و اگر چنين قصدي را بنماييم بايستي آماده نوشتن کتاب بزرگي باسيم، تازه از عهده بر نخاهيم آمد.

چنانچه بزرگان از علماء دست بکار اين امر بزرگ شدند و موفقيت کامل پيدا ننموند.

از جمله آنها ابو علي اسواري بود که مدت سي و شش سال فقط سوره بقره را از حيث تاريخ و تاويلات مختلفه و علوم عاليه تفسير مي نمود ، و با کمال جديت سعي بليغ داشت که اين امر بزرگ را بآخر برساند، با عشق تمامي که با تمام اين امر بزرگ داشت، عمرش بآخر رسيد، تمام نکرده از دنيا رفت.

احصاء و شماره تمام تفاسير مفصلي که بر قرآن مجيد نوشته شده غير ممکن است، چنانچه صاحب کشف الظنون، با آنکه زياده از سيصد تفسير بر قرآن را نام برده ، مع ذلک اظهار عجز نموده ، گويد باحصاء و شماره تمام تفاسير قادر نگرديدم.

و بعضي از تفاسير به مجلدات ضخيمي بالغ گرديده، مانند تفسير (الاستغنا) تاليف ابوبکر ادفوي متوفاي 387 هجري قمري که صد جلد تمام بوده.

و اگر خوانندگان محترم مايل به مشروحات بيشتري هستند ، مراجعه نمايند به کتب و تفاسير مفصله اي که در دسترس آنها ميباشد، از قبيل تبيان شيخ طوسي، و مجمع البيان شيخ طبرسي، و تفسير ابوالفتح رازي، و مفاتيح الغيب امام فخررازي و لوامع التنزيل ميرسيد علي لاهوري قمي در سي جلد ، و تفسير الجواهر طنطاوي در و کشاف جار الله زمخشري و ... .

که هر يک از آيات قرآن مجيد را در محل خود تفصيلا شرح داده اند، تا پي ببرند بعظمت معنوي اين کتاب محکم آسماني که هر حرفي از حروف آن در محل خود معجزه ايست که از عهده بشر خارج و هر دستوري از دستورات آن براي خير دنيا و آخرت و  سعادت و سيادت جامعه بشر ما فوق همه دستورات و اصلح بحال فرد و اجتماع ميباشد.

و هر آيه اي از آيات و جمله اي از جملات قرآن مجيد ، محتوي و مشتمل بعلوم و دستوراتي است که جامعه بشر محتاج بآنها ميباشند ، در امور معاش و معاد و تهذيب اخلاق و تنوير روح و تزکيه جسم و بدن ولي آنچه اکابر علماء نوشته اند از هزار کلمه را نتوانستند احصاء نمايند ، فقط بمقدار قدرت خود توانستند اظهار حياتي بنمايند.

ولي بسيار افسوس ميخورم که وقت حقير ناچيز و اقتضاي مقاله نويسي مجال شرح وبسط و تفصيل را نميدهد.

من باب نمونه همين مقدار که ذکر شد گمان ميکنم کافي باشد.

چه آنکه فهرست هر کتاب مختصري از مفصل را بدست اهل کار ميدهد براي نزديکي راه خوانندگان محترم ، آخرين مقالات خود را اختصاص ميدهم بفهرستبعضي از آيات قرآن مجيد تا معلوم گردد که در هر قضيه اي از قضايا ، و حکمي از احکام از قصص حالات بزرگان و معارف حقه الهيه، و علم به مبدا و معاد و مايحتاج در نظام اجتماع ، و اخلاق و غيره در اين کتاب مقدس آسماني چند آيه نازل گرديده و بدانند که اين کتاب بزرگ الهي چه بحر مواجي است، که هر غواصي بمقدار قدرت غوص خود ميتواند از گوهرها و لئالي آن بهره برداري کند، ولي عاقبت هم احدي نتوانسته است بعمق حقيقي اين بحر مواج است.

مگر آن کسانيکه قرآن مجيد بر انها ، و در خاندان جليل آنها نازل گرديده است

و خداوند متعال علم بهره برداري از اين کتاب وقدس را کاملا بآنها عطا فرومده است.

و آنها راسخون در علم يعني خاندان جليل القدر محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين بوده اند.

چنانچه در آيه 11 سوره 36 (يس) و کل شي ء احصيناه في امام مبين(1)

و دلائل بسياري از آيات قرآن مجيد و اخبار وارده از طرق فرق مسلمين از شيعه ، و سني، و زيدي و غيره بر اين معني وارد است، که حاملين قرآن و محيط بر جميع علوم قرآن ، فقط خاندان جليل القدر عصمت و طهارت ميباشند. 

مقاله نود و چهارم از کتاب صد مقاله سلطاني

سلطان الواعظين شيرازي

/ 0 نظر / 88 بازدید