رويا و قرآن

علم لَدُني در قرآن

 

ب) خواب و رويا:

مسأله خواب ديدن، يكي از پديده هاي رواني معمولي و رايج در ميان مردم است و دانشمندان در ادوار مختلف تاريخ كوشيده اند آن را تفسير كنند و عواملش را بشناسند.

 

به نظر آنان برخي از خوابها نتيجه احساساتي هستند كه انسان در حين خواب آنها را حس مي كند، اعم از اينكه احساسات مزبور ناشي از تأثير عوامل خارجي در حواس باشند و يا نتيجه احساسات ناشي از عوامل مؤثر دروني كه در خود بدن به وجود مي آيند. در ميان روانشناسان، رايجترين نظريه درباره تعبير خواب، نظريه فرويد است. بر اساس اين نظريه، رويا روش سمبليك بيان انگيزه هاي ناخودآگاه انسان مي باشد.

 

تحقيقات روانشناسان معاصر درباره خواب تنها شامل انواع خوابهايي كه ما در بالا اشاره كرده ايم مي شود، به ويژه آن خوابهايي كه طبق نظريه فرويد بيان كننده انگيزه ناخودآگاه هستند. آنها متعرض خوابهاي راست و روياهاي صادقانه كه پرده از كارهايي كه در آينده رخ مي دهد بر مي دارد، نشده اند. در صورتي كه اين نوع خوابگاه براي برخي از مردم اتفاق مي افتد چنان كه در اديان نيز ذكر شده است.

 

قرآن "افنعاث احلام" و "رويا" را ذكر مي كند. افنعاث احلام (خوابهاي مشوشي كه تعبيرشان مشكل است) همان خوابهاي در هم و بر هم و پريشان و مبهم است. قرآن وقتي از افنعاث احلام نام مي برد شايد به خوابهايي اشاره مي كند كه مورد بحث و تفسير روانشناسان قرار گرفته و ما قبلاً به آنها اشاره كرده ايم.

اما رويا در قرآن تنها به معناي همان روياي صادقانه است كه خداوند در جريان آن نوعي وحي يا الهام مشخص را به انبيا و فرستادگان خود و ديگر مردم القا مي كند و با حوادث آينده را به آنها خبر مي دهد. يكي از نمونه ها همان است كه درباره روياي ابراهيم (ع) آمده است. او خواب مي بيند كه مشغول ذبح فرزندش اسماعيل (ع) است. (سوره صافات، آيه 102-105) نمونه ديگر روياي صادقانه كه در قرآن آمده است خواب حضرت يوسف (ع) مي باشد:

 

"(به خاطر آور) هنگامي را كه يوسف به پدرش گفت: پدرم، من در عالم رويا ديدم كه يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي كنند. يعقوب گفت: اي فرزند عزيز، خواب خود را براي برادرانت بازگو مكن كه براي تو نقشه خطرناك مي كشند، چرا كه شيطان دشمن آشكار انسان است." (سوره يوسف، آيات 5،4)

 

اين در روياي يوسف وقتي به تحقق پيوست كه وي برادران و والدين خود را نزد خويش خواند و آنها وقتي بر او وارد شدند به احترام و در تجليل از مقامش به سجده افتادند. در روايت آمده است كه پيامبر (ص) فرمود: در روياي صادقه از جانب خدا و خواب آشفته شيطان است." و نيز فرمود: "در روياي صادق فرد صالح، يك جز از 46 جز نبوت است." 

 

تبعيد قرآن در مورد خواب راستين در شكل گيري نظريه هاي انديشمندان مسلمان تأثير زيادي داشته است. آنها خواب را به آنچه كه در قرآن درباره آن آمده است، تفسير و تبيين مي كنند.

 

مثلاً آلوسي در تفسير خود، چنين نقل مي كند: "ابن حاتم و ابن مردويه به اسناد خود از سليم بن عامر روايت كرده اند كه "عمر بن خطال" گفت: در شگفتم از روياي كسي كه مي خوابد و در خواب، چيزي مي بيند كه اصلاً به ذهنش خطور نكرده بود، ولي رويايش مانند گرفتن و لمس كردن با دست است (ماجراي خواب در بيداري دقيقاً رخ مي دهد اما گاهي هم انسان خواب مي بيند و هيچ اتفاقي نمي افتد.) علي (ع) به عمر فرمود: مي خواهي سّر آن را برايت بگويم و اين آيه را خواند:

 

"خداست كه وقت مرگ، ارواح خلق را مي گيرد و آن را كه هنوز مرگش فرا نرسيده نيز در حال خواب روحش را قبض مي كند، سپس آن را كه حكم به مرگش كرده جانش را نگاه مي دارد و آن را كه حکم نكرده به بدنش مي فرستد تا وقت معين مرگ ... ." (زمر، آيه 42)

 

بنابراين خداوند ارواح همه را نزد خود مي برد آنچه را كه روح هنگامي كه نزد خداست در آسمان مي بيند روياي صادقانه و آنچه را كه به هنگام بازگشت به بدن مي بيند، خواب دروغين (روياي كاذبه) است. ابن سينا، روياي صادقه را نتيجه ارتباط روح با ملكوت يا ملا اعلا به هنگام خواب و دريافت وحي يا الهام از خداوند مي داند و خوابهاي آشفته و دروغين را ناشي از تأثير احساسات جسمي در روح انسان.

 

جديداً برخي از پژوهشگران اسرار قواي روحي انسان، معتقدند كه روح انسان هنگام خواب از بدن جدا مي شود و در اماكن مختلفي به سير و سياحت مي پردازد. آنها، هر آنچه كه انسان در خواب مي بيند همانهايي را مي دانند كه روح به هنگام گردش مشاهده مي كند. اين نظريه با نظريه انديشمندان مسلمان كه قبلاً نقل كرديم، در اين نقطه كه روح به هنگام خواب از بدن جدا مي شود، مشترك است.

 

روانشناسان معاصر، درباره موضوع "الهام الهي" به تحقيق و بررسي نمي پردازند اما وقتي مسأله "تفكر خلاق" را مورد بررسي قرار مي دهند، بر پيدايش انديشه هاي نويي كه ظاهراً به امور ناگهاني، در جريان تفكر، درباره برخي از مشكلات علمي براي پاره اي از دانشمندان پيش مي آيد، اصطلاح "الهام" يا "شهود" را اطلاق مي كنند. آنها، اين نوع الهام را منبعث از عقل و انديشه شخص انديشمند و نه افاضه شده از يك منبع خارجي مي دانند.

مثلاً وقتي انسان براي مدتي طولاني درباره يك مشكل، مي انديشد و موفق نمي شود راه حلي برايش پيدا كند، معمولاً براي مدتي آن را رها مي كند و ذهنش را در آن مدت استراحت مي دهد، اما پس از استراحت فكري دوباره به انديشيدن درباره آن مي پردازد. روانشناسان مي گويند در همين فاصله استراحت كه خود آن را دوره حضانت فكري مي نامند، تغييرات مهمي در كار تفكر رخ مي دهد؛ چون اولاً انديشه از برخي از ناخالصيها كه مانع رسيدن به راه حل مطلوب بودند، رها مي شود. ثانياً ذهن در فاصله استراحت از خستگي زيادي كه نتيجه تداوم تفكر درباره مشكل مي باشد، راحت مي شود و سپس هنگامي بعد از استراحت دوباره به مشكل مزبور بينديشد داراي شادابي و آمادگي و صفاي بيشتري خواهد شد. ثالثاً نوعي سازماندهي و نظم، در اطلاعات انسان، پيرامون مشكل مزبور ايجاد مي شود كه باعث روشن شدن برخي از روابطي كه قبلاً آشكار نبودند و همچنين موجب پيدايش افكاري تازه و در نتيجه راهيابي به حل مشكل مي شود. حتي برخي روانشناسان معتقدند كه نوعي تفكر ناخودآگاه نسبت به مشكل به وجود مي آيد و ظاهراً پاره اي از تلاشهاي فقري نيز به نحوي ادامه مي يابد.

 

در واقع، ميان تبيين علمي الهام كه روانشناسان معاصر آن را در غالب "تفكر خلاق" ارائه مي كنند و تبيين ديني آن، تضادي وجود ندارد. روانشناسان معاصر در مسأله تبيين الهام، تنها در محدوده عمليات فيزيولوژيك انجام شده در فرض و عمليات روانشناختي همراه آن متوقف شده اند. اما يك فرد متدين گرچه نظر روانشناسان را درباره عمليات فيزيولوژيك فرض و روانشناختي همراه آن بود قبول دارد، ولي از سطح اين تفاسير، فراتر مي رود و معتقد است كه گاهي خواست خداوند متعال كه صاحب و مدبر تمام چيزها در عالم هستي است، اقتضا مي كند كه عمليات تفكر را در برخي از مردم طوري تنظيم كند كه آنها را به كشف و شناسايي پاره اي از حقايق كه خداوند مي خواهد به آنها الهام كند، راهنمايي نمايد.

 

در نيتجه به نظر مي رسد كه حقايق مزبور به طور ناگهاني و به صورت "شهود" به ذهنشان راه مي يابد. گاهي خواست خدا اقتضا مي كند كه در غير اوقات "تفكر خلاق" براي برخي از افراد حالت الهام پيش آيد. به اين ترتيب كه هر وقت خداوند اراده كند به انبيا و فرستادگان و ديگر بندگان خود الهام مي كند.

 

ابن سينا نيز، الهام را كه براي برخي از مردم در بيداري و يا در خواب به صورت رويا رخ مي دهد، ناشي از ارتباط نفس با ملكوت يا ملا اعلا مي داند.

  
نویسنده : m dream analyst ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٥