به محض اين كه تصميم بگيري سركي به موضوعات ماوراء طبيعي بكشي با گستره اي از عقايد و باورهاي متناقض مواجه مي شوي كه بسياري شان از جهل دامن گيري حكايت دارند كه به دستياري و ترفندبازي سودجويان در حلقه باطل افتاده است. البته اين به آن معنا نيست كه تمام برخوردهايي كه با رويا شده است مجموعه اي از باورهاي خرافي است. اين گزارش كوشيده است ضمن آن كه نگاهي به خوابگزاري در فرهنگ و انديشه ايراني مي اندازد، نظريات علمي جديد و قديم را در خصوص تعبير رويا و خواب مرور نمايد.
در فرهنگ عموم اجتماعي جوليوس گوله آمده است: «رويا معمولا به آن بخش به خاطر آمده سلسله تصورات يا صورت هاي خيالي و تداعي هايي كه احتمالا به طور پيوسته در خلال خواب در ذهن حاضر مي شوند اطلاق مي شود.» (ص 474) تعبير رويا مقوله اي است فرهنگي، تاريخي و ديني كه در قرن اخير علم روانكاوي به آن توجه ويژه اي داشته است. خوابگزاري در ايران همچون ديگر تمدن هاي جهان از سابقه اي طولاني برخوردار است. خواب هاي كورش، خواب هاي بابك در كارنامه اردشير بابكان و خواب هاي زرتشت به روايت نوشته هاي پهلوي از نخستين و كهن ترين خواب هاي ايراني هستند. شاهنامه فردوسي از جمله منابع كهني است كه در آن اشارتي به اين روياهاي صادقه شده است. حتي در داستان زندگي فردوسي نيز به روياي صادقه پدر فردوسي پيش از تولد وي اشاراتي شده است.
تعبير خواب در ايران پس از اسلام رنگ ديني به خود گرفت. گويا كهن ترين رساله موجود در باب خواب به زبان عربي كتاب «الجوامع» اثر ابن سيرين معبر مشهور مستوفي 115 هجري است و پس از آن «دستور في التعبير» به تاريخ 158 هجري اثر «ابوالاسحاق» است كه در عهد «خليفه مهدي» مي زيست. «رساله القادري في التعبير» نوشته «ابوسعيد نصربن يعقوب دينوري» نيز سده ها مرجع تعبير خواب ها بود.
دينوري با نگاه به اثر «ارطاميدورس» رساله خود را در سال 397 براي «خليفه القادر بالله» نوشت. «سعيدبن سيب» معبر نامور اموي علم تعبير خواب را از «اسماء» دختر خليفه اول مسلمين آموخت. و اين نكته اي است شايان توجه زيرا ادامه همان سنتي است كه در خاور نزديك باستان زنان و كاهنه ها تعبير خواب مي كردند.» (خواب و پنداره _ خجسته كيا. ص 126)
اما اين كه اساسا تعبير خواب چيست و چقدر مي توان به آن اعتبار داد؟ مولفان بر آنند كه محتواي رويا حامل پيام هايي از سوي داناي كل يا خداوند است كه به صورت نمادين در هنگام خواب بر فرد نازل مي شود. اين پيام ها مي توانند در بردارنده بيم، هشدار يا خبري از آينده باشند. نمونه روشن آن داستان حضرت يوسف است كه در منابع ديني و غير ديني به كرات از آن ياد شده است. اما رويكرد علم عصب شناسي به مقوله رويا و تعبير آن با اين قرايت همسو نيست.
«جي آلن هابسون» در كتاب «مغز روياپرداز» مي گويد: «شواهد علمي نشان مي دهند كه حوادث زندگي (همچون مرگ، تولد و تصادفات) ماهيتا غير ارادي هستند و پديده هاي طبيعي به حساب مي آيند. اين اتفاقات از قوانين خاص خودشان پيروي مي كنند كه در آنها جبر و تصادف به يك اندازه دخيل است. ارتباط و پيوستگي ميان آنها هم كاملا غير قابل پيش بيني و اتفاقي است. در نتيجه نامعقول و غير ضروري است اگر بكوشيم براي جنبه هاي بي معناي روياهايمان معنايي پيچيده قايل شويم و بسيار غير علمي و سقيم خواهد بود اگر به اين گونه تاويل هاي نمادگرايانه دل خوش سازيم. بسياري از روان شناسان معاصر بر آنند كه حالت دماغي رويا دست كمي از اوهام و تخيلات بيداري ندارد و تخيلات ما مي تواند به همان اندازه حاوي عناصر اعجاب انگيز و خارق العاده باشد. اما رويا اين عناصر غريب را در قالب يك واقعيت قاطع و باورپذير گرد مي آورد و به آن بعد تصويري و عيني مي بخشد.»
در هر حال فرم روياهاي ما بستگي تام به عملكردهاي مغزي مان حين خواب دارد. در حالت خواب مغز، بسيار فعال تر از وضعيت بيداري است. اين يكي از تناقضاتي است كه امروزه مطالعات نوين رويا آن را آشكار ساخته است. (dreaming brain.p.11/11) اما روانكاوي كه علمي متكي بر مشاهده صرف نيست. در اين ميان مشي متفاوتي داشته است. از بزرگ ترين پيشوايان روانكاوي كه در باب رويا سخن گفته اند «پاولوف فرويد» «يونگ» و «اريك فروم» هستند. براي گفت و گو در باب نظريه هاي تعبير رويا به سراغ محمد هادي دريايي رفته ايم كه يكي از علاقه مندان به موضوع تعبير روياست و به بررسي نهادهاي رويا نزد اقوام مختلف پرداخته است. وي درباره نظريات فرويد مي گويد: «فرويد معتقد بود روياها فرآورده هاي ذهني اي هستند كه مي توان آنها را فهميد، تعبير و تفسير كرد. او در سال 1900 در كتابش بيان داشت كه رويا كوشش است در كسوت مبدل براي برآورده ساختن اميال و منظورش اين بود كه روياها متاثر از اميال يا نيازهايي هستند كه خود آنها را غير قابل قبول مي يابد و در هشياري آن را ناممكن مي داند. اين اميال بعدها به صورت نمادين به عنوان محتواي نهفته (latent content) رويا ظاهر مي شوند. فرويد رويا را نيز مانند فراموشي و خطاهاي لفظي نوعي ديگر از طريق ابراز اميال و خواسته هاي ناآگاه تلقي كرده است. فرض ديگر فرويد در مورد رويا اين است كه اميال و خواسته هاي غير منطقي و نامعقول مورد بحث، همگي مربوط به زمان كودكي انسان است. يعني زماني زنده و فعال بوده و سپس به علت واپس زده شدن به اعماق ناخودآگاه رفته و در آنجا به زندگي زيرزميني و مخفي خود ادامه داده اند. رويا از نظر فرويد شامل سه قسمت اصلي است: 1_ روياي مكتوم كه محتوي احساسات و افكار اصلي و زيربناي هر روياست. 2_ روياي آشكار كه داراي متن ظاهري روياست. 3_ كار _ رويا كه وظيفه تبديل روياي مكتوم به روياي آشكار را به عهده دارد. اما يونگ در تئوري فرويد تجديد نظر كرده و آن را مورد انتقاد قرار داد. وي معتقد بود تعبير رويا را مي توان به دو نوع پيش بين و گذشته بين تقسيم كرد. روياهاي انسان محتوي آرزوها و اميال گذشته او هستند ولي در عين حال به آينده نيز نظر داشته هدف ها و مقاصد آتي بيننده را مشخص مي كنند. يونگ مي گويد روح داراي تحول است و به همين دليل بايد آن را از 2 نظر مورد توجه قرار داد. از يك طرف روح تصويري از يادگارها و بقاياي گذشته به دست مي دهد. و از طرف ديگر در همان تصوير آينده را تا آنجا كه خود مسئول به وجود آمدنش خواهد بود، ابراز مي نمايد.
يونگ در جاي ديگري مي گويد انسان هيچوقت از افكار خودش كمك نگرفته بلكه اشراقات و الهامات يك دانش بزرگ تر او را ياري كرده است. به طور كلي سه نظريه از زمان قديم تا امروز درباره خواب وجود داشته است. اولي منحصرا رويا را نامعقول و غير منطقي مي داند. دومي منحصرا منطقي و سومي مخلوطي از مطالب منطقي و دور از منطق. به اعتقاد من نظريه اخير درست تر است.»
اما تاويل يا تفسير رويا فرايندي صرفا پيشگويانه نيست. روانكاوان، بيش از هر چيز از تحليل رويا به عنوان ابزاري براي تحليل شخصيت و شناخت خود استفاده كرده اند. همچنين به اعتقاد بسياري از روانكاوان «خواب كاركرد تعادل بخشي دارد، و به طور كلي براي ايجاد تعادل در رفتار رواني فرد رخ مي دهد.
هر چه اين سو ناچيز تر، آن سو افزونتر، پس ارتباط با خود آگاه ارتباطي تعادلي است. اين بهترين اصلي است كه در كاربرد تعبير رويا به تاييد رسيده است. يكي از فرض هاي نظريه روانكاوي اين است كه هر يك از اعمال و افكار ما در حفظ تعادل عاطفي و جسماني، نقش دارند و نقش روياها بالاخص اين است كه همه برآورنده آرزوها هستند. كام بخشي رويا در محتواي نهفته كه در ناهشياري پنهان است، نمادين مي گردد.»
(خواب، يان اوزوالد _ ص 144/149) فرويد، نقش پيشگويانه رويا را انكار كرد و بر آن بود كه برخي نمادها هميشه و براي همه انسان ها يك معناي خاص دارند. ولي آن چه مردم با شنيدن عبارت تعبير رويا در ذهن خود تصوير مي كنند همان وجه پيشگويانه است. تعبير نزد عامه مردم عبارت است از تحقيق يك موقعيت يا فعل در آينده كه به آن در خواب اشاراتي صريح يا نمادين شده است. مردم علاقه مندند كه نمادهاي مشترك داشته باشند و آنها را بپرورانند در سايه آن خواب هايشان را تفسير كنند.
همه اين ها در صورتي ست كه ما به آينده به عنوان مجموعه اي از موقعيت ها يا وضعيت هاي قطعي و مقدر اعتقاد داشته باشيم كه هر لحظه به سوي آن مي رويم. اما اگر آينده را موقعيتي در حال شكل گيري تلقي كنيم كه هر لحظه با تصميمات خود آن را مي سازيم چه خواهد شد؟ آيا در آن صورت مي توانيم پيشگويي را بپذيريم، اين ها همه پرسش هايي هستند كه نحله هاي مختلف اعتقادي و مكتب هاي فكري و فلسفي كوشيده اند، پاسخي برايشان بيابند. دريايي در اين باره مي گويد: «نظريه نسبيت انيشتن فاتحه زمان مطلق را خواند. وقايعي كه در نقاط مختلف در نظر ناظري در يك لحظه روي مي دهند در چشم ناظر ديگري كه نسبت به ناظر اول در حركت باشد در همان لحظه وقوع نمي يابد. مثلا اگر در نظر كسي كه روي زمين است دو واقعه در يك لحظه و با هم صورت پذيرد اين 2 واقعه براي ناظري كه در قطار است يا در هواپيما در حال حركت است. با هم روي نمي دهند. زمان مطلق نيست و با موقعيت و سرعت ناظر بستگي دارد. فلذا واقعه اي كه در جهان رخ مي دهد يعني مثلا انفجاري در يك ستاره، همان لحظه كه به چشم ناظر مي آيد رخ نداده است. از آن جا كه نور با سرعت ثانيه اي 300000 كيلومتر طي طريق مي كند ممكن است خبر واقعه ستاره اي سال ها پس از وقوع به چشم ما مردم زمين برسد و ستاره اي را كه امروز به وضعي مي بينيم مدتي پيش به اين وضع بوده و شايد امروز معلوم شده باشد.
اگر تصور اين امر ممكن بود كه شخصي سرعتي بالاتر از سرعت نور كسب كند. به موجب تئوري نسبيت، زمان براي او به عقب بر مي گشت و تولد او در آينده صورت مي پذيرفت. من به تبيين آينده در پرتو گذشته باور دارم. رويكرد مبتني بر چشم انداز، مي پذيرد كه در هر زمان خاص كثرتي از آينده هاي ممكن وجود دارد و آينده واقعي، حاصل تعامل ميان بازيگران گوناگون در يك وضعيت خاص و مقاصد هر يك از آنان خواهد بود. اين كه چگونه تكوين مي يابد. به طور يكسان توسط عمل انسان ها و نفوذ عليت ها تبيين مي شود.
به آينده نبايد به عنوان يك خط يگانه از پيش تعيين شده نگاه كرد، به صورت استوار گذشته؛ كاملا به عكس آينده كثير و نامعين است. كثير بودن آينده و دامنه آزادي عمل انسان ها يكديگر را تبيين مي كنند. آينده نوشته نشده است بلكه در معرض آن است كه ايجاد شود.»
با اين حساب شايد خواب هاي ما حاوي نمادهاي كاملا مشخص هستند كه تحت تاثير عوامل مختلف بيروني و ساز و كارهاي دروني روان به صورت نمادين بروز كرده اند و اين تنها خود فرد است كه مي تواند روياي خود را رمز گشايي كند و زمينه هاي شكل گيري آن را دريابد.
حسين باهر، محقق: «بر اساس مناطق ديني و عرفاني تمام وقايع هستي در يك لوح فشرده جمع شده است و اگر كسي به آن نوار دست پيدا كند مي تواند، سانس بعدي را پيشگويي كند. مبناي رمزگشايي ها در كتب ديني، برخي سمبول هايي است كه به آنها در متن قرآن اشاره و يا از امام صادق نقل شده است. از ديگر منابع مي توان به «ابن سيرين» اشاره كرد كه آن هم برداشت هايي از كلام معصوم است. البته تنها چيزي كه ما به قطعيت آن باور داريم وحي منزل است و هيچ رمزي معناي قطعي ندارد.»

  
نویسنده : m dream analyst ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ دی ،۱۳۸٢