پدیده ی آگاه شدن از این که در حال رؤیا هستیم، از سال های 1980 به طور ناگهانی مور
پدیده ی آگاه شدن از این که در حال رؤیا هستیم، از سال های 1980 به طور ناگهانی مورد توجه و گمانه زنی های فراوانی واقع شد و تحت عنوان رؤیای آگاهانه نامگذاری شد ـ نامی که تلویحا می رساند که این نوع رؤیا ارزش بالاتری دارد و تلاش هایی صورت گرفت تا این حالت، با مراقبه و حالتهای دگرگون دیگر هشیاری ارتباط داده شود. بررسی نظام مند رؤیا مستلزم انجام تحقیقات آزمایشگاهی در طول خواب REM است. تا کنون تعداد کمی از افراد برای اثبات فراوانی رؤیای آگاهانه مورد مطالعه قرار گرفته اند، اما این مطالعات نشان می دهد که میزان خودآگاهی و احساس کنترل هشیار از فردی به فرد دیگر می تواند بسیار متفاوت باشد. به هر حال مطالعات بیشتری در این مورد مورد نیاز است.
اگر رؤیا را نوعی از هشیاری بدانیم که در طول خواب اتفاق می افتد، و اگر تغییرات در شبکه عصبی رؤیا باعث حالت های گوناگون رؤیا می شود، می توانیم بگوییم، رؤیای آگاهانه می تواند محصولی از حالتی از رؤیا باشد که الگوهای نورونی سطح بالاتری که باعث بیداری و به اصطلاح خودِ زندگی نامه ای انسان می شود، از حالت عادی فعال تر هستند. این دیدگاه، با این موضوع همخوان است که فقدان هشیاری متأملانه در رؤیاها محصولی از فقدان فعالیت مغزی در لوب پیشانی است. این نتیجه گیری با این یافته هم می خواند که سطوح بالی فعالیت آلفا در طول خواب REM با رؤیاهای آگاهانه در ارتباط است. علاوه براین، محتوای رؤیاهای آگاهانه ماهیتی واقع گرایانه تر دارد، که این موضوع با استدلال های قبلی همخوان است. در یک مطالعه تصویر برداری عصبی مشخص شد زمانی که مناطق مرکزی قشر پیشانی فعالتر باشد، احساس کنترل بیشتری در رؤیا وجود دارد و زمانی که آمیگدال (بادامه) فعال باشد، احساس کنترل کمتری وجود دارد. رؤیاهای آگاهانه بیش از همه در خانه دیده میشود (در آزمایشگاه کم تر دیده می شود) و در اوایل صبح ـ بین ساعت 5 تا 6:30 صبح ـ بیشتر رخ می دهد. پس از دیدن رؤیای آگاهانه افراد سعی میکنند آن را مرور کنند و زمان به خواب رفتن مجدد حواسشان باشد که میخواهند خواب ببینند.
رويا درمنابع اسلامي
اهميت تعبير رويا
تعبير و تفسير رؤيا از مشکلترين مسائل مورد نياز مردم است بالاخره ناگزير و گاه و بيگاه انسان خواب هاي مبهمي مي بيند که چاره ايي جز تعبير واقعي ندارد. اما اين تعبير و تفسير را چه کسي مي تواند بکند و آيا به هر کس مي توان اعتماد کرد؟ و حرف هر کس در اين مورد قابل اعتماد است ؟
اين مسئله ايست که بايد بررسي دقيق شود . و معبرين واقعي شناخته شوند تا به ايشان مراجعه کنند . ضمنا بايد بررسي گردد که آيا قاعده ايي براي کيفيت تعبير هست که بتواند به آن قاعده و قانون اعتماد کرد.
اينک ملاحظه کنيد در يک خواب چه اختلاف تعبيري بوجود مي آيد حالا بايد ديد کدام تعبير صحيح است . وقتي فرعون زمان حضرت يوسف به نام "وليدبن ريان" که پادشاه اصلي مصر، او بود و عزيز مصر وزيرش محسوب مي شد. آن خواب را براي اعيان مملکت خود نقل کرد. که ديد هفت گاو فربه از يک نهر و رود خارج شدند و هفت گاو لاغر، که از نهري خشک خارج شدند هفت گاو چاق را خوردند و هفت خوشه گندم دانه بسته و عالي ديد اما هفت خوشه ديگر، خشک که بر آنها پيچيده بود.
اطرافيان فرعون گفتند : اينها خواب پوچ و آْشفته است ما تعبير چنين خواب هايي را نمي دانيم. اما ديديم به معبر واقعي که مؤيد به تاييد خداوند و مطلع از واقعيات با افاضه ي خداوند بود، که رسيدند براي آنها چه تعبير مهمي کرد و با همين تعبير جان مردم آن مرز و بوم را از خطر مرگ قحط و غلا ، نجات بخشيد يوسف عليه السلام گفت: هفت سال مثل سالهاي قبل زراعت خواهيد کرد . محصول بر مي داريد. ولي هفت سال متوالي دچار کمبود آب و محصول کم خواهيد بود. بايد از اين سالها رخاء و فراواني براي سالهاي قحط و غلا نگه داريد و مقداري نيز براي بذر و کاشتن نگهداري کنيد تا بتوانيد نجات يابيد.
چنانچه ملاحظه مي کنيد؛ حضرت يوسف (ع) برنامه ي اقتصادي يک مملکت تا چهارده سال بحراني را توضيح مي دهد. که فرعون تحت تاثير تعبير صحيحي و در عين حال مسلم او قرار مي گيرد و تقاضا مي کند يوسف زنداني را آزاد نموده بياورند. با همين تعبير به مقامي عالي مي رسد و فرمانرواي مصر ميگردد.
در کافي نقل مي شود: محمدبن مسلم گفت: خدمت حضرت صادق (ع) رسيدم. ابوحنيفه نيز حضور داشت. گفتم آقا يک خواب عجيب ديده ام فرمود کسي که عالم خواب و تعبير است اينجا نشسته،و رو به ابوحنيفه کرد. خواب خود را براي او نقل کن!
گفت در خواب ديدم وارد خانه ام شدم . زنم از خانه خارج شد گردوي زيادي را شکست و بر سر و صورتم پاشيد. ابو حنيفه گفت: تو چند روزي با خويشاوندان زنت در ارث اختلاف خواهي داشت. اما بعد از يک گرفتاري زياد به حاجت خود ميرسي امام عليه السلام فرمود:والله درست (به خطا) رسيدي. ابو حنيفه از جا حرکت کرد و رفت.
ابو بصير گفت: آقا از تعبير او خوشم نيامد فرمود: ناراحت نشو تعبير او با تعبير ما فرق دارد.
پس علم تعبير به طوري که از آيات و روايات استفاده ميشود، علم بسيار شريف و با اهميت است که خداوند يکي از دلايل نبوت حضرت يوسف عليه السلام را ، اطلاع از علم تعبير قرار داده .
" و کَذلک يَجتنبک ربک و يُعلّمک مِن تَاويل الاحاديثِ "
خداوند، تو را انتخاب نمود و به تعبير خواب و تاويل اين وقايع آشنا نمود.
اين علم صد در صد عنايتي است از خداوند که به انبياء و ائمه اطهار عليهم السلام و گاهي به بعضي از فضلا از علما و دانشمندان که آن هم بر اثر مخالفت با هواي نفس و شدت پايداري در راه خداوند داده شده ديگر نمي توان به تاويل و تعبير اين و آن اعتماد کرد بايد دنبال معبري گشت که يا معصوم باشد و يا ارتباط خاص با معصومين داشته باشد تا به تاويل او اعتماد نمايد.
امام صادق (ع) به طربال فرمود: وقتي پادشاه دستور داد يوسف را زنداني کنند. خداوند تعبير خواب را در آنجا به يوسف الهام نمود که در زندان خواب زندانيان و اطرافيان آنها را تعبير مي نمود.
در حديث ديگر جابر جعفي از امام باقر (ع) نقل ميکند: من از تعبير رؤيا که از دانيال نبي نقل مي شود پرسيدم، که آيا صحيح است يا نه ؟ فرمود بلي صحيح است به او وحي مي شد.
او پيامبر بود از چيزهايي که خداوند به او آموخته بود تعبير رؤيا بود. پيامبري صديق و حکيم بود به خدا و به محبت ما خانواده اعتقاد داشت. پرسيدم به محبت شما خانواده؟!
قالَ اي وَالله وَ ما من نبي و لا مَلکٍ الاّ و کانَ يوُمِنُ بمجبتنا "
فرمود آري به خدا قسم هيچ پيامبر و فرشته ايي نيست مگر اينکه دين او به ما خانواده است.
(دارلسلام ،ج4،ص327و328)
مرحوم نوري ، در دارلسلام مي نويسد : علم تعبير از علوم انبيا است خصوصا در مورد يوسف صديق و دانيال پيامبر، که يا تصريح دارند و يا با اشاره از قواعد آنها استفاده مي شود. و يا از علومي که به ائمه منتهي مي شود يا کسي که با تهذيب نفس و مخالفت با هواي نفس به چنين مقامي رسيده است.
با اين توضيح معلوم ميشود که رجوع به کتابهاي تعبير فايده ايي ندارد مخصوصا کتابهايي که داخل اين اقسام نباشد با اينکه گاهي بعضي از مطالب آنها ممکن است با واقعيت تطبيق نمايد ولي قابل اعتماد نيست.
اين ادعا را ثابت مي کند فرمايش امام صادق (ع) که به محمدبن مسلم . در مورد تعبير خوابش به وسيله ابو حنيفه فرمود: تعبير آنها با تعبير ما مطابقت ندارد و از ما نيز مطابق آنها نخواهد بود. در نتيجه اعتماد به تعبير ابن سيرين و ديگران که در اين راستا نيستند صلاح نيست . در روايات امام صادق(ع) مي فرمايد: رؤيا مطابق مي شود با تعبيري که اشخاص مي کنند. مثل کسي که پايش را از زمين بلند کرده نمي داند کجا بايد بگذرد، به او اجازه مي دهند فلان جا بگذارد.
شرايط معبر
آن شرايط عبارتند از:
۱- خير خواه باشد ۲- عليم و دانا باشد ۳- دشمن و کينه توز و منافق نباشد.
زيرا آنها چنان تعبير مي کنند که موافق خواسته خود آنها است معبر بايد قدرت تشخيص زيادي داشته باشد. موقعيت خواب بيننده را بشناسد که در تعبير خواب مؤثر است. شخصي خدمت حضرت صادق(ع) رسيد و گفت خواب ديدم که خورشيد از سر و بدنم طلوع کرده امام عليه السلام خوابش را تعبير کرد. اما او گفت مي گويند خورشيد اقتدار ملک و مملکت است. فرمود: تو از آنها که خليفه مي شوند نيستي و نه سابقه خلافت در آباء و اجدادت وجود داشت. کدام خلافت و فرمانروايي بهتر از اين است که نور ايمان داشته باشي که به اميد آن وارد بهشت شوي. آنها در علم تعبير اشتباه مي کنند عرض کردم صحيح مي فرماييد.
تشخيص موقعيت يکي از شرايط مهم تعبير است ملاحظه مي کنيد امام عليه السلام خواب دو نفر را که يک نوع خواب ديده بودند چگونه تعبير و تفسير مي فرمايد هر دو خواب ديده بودند مشغول رفتن به کربلا هستند. يکي اذان مي گويد و آن ديگري نيز اذان گفت.
به اولي فرمود تو به مکه خواهي رفت. با استفاده از ايه" وَ اَذِنَ في النّاسِ للحَجِّ يا توُک َرُجالا" به دومي فرمود دزدي خواهي کرد با استفاده از " و اذن مؤذن يا ايتها العير انکم لسارقون" تشخيص اين موارد و فرق بين آن دو گذاشتن، فقط در اختيار معصوم است اينها نکات و وقايعي است که افراد عادي سر از آن در نمي آورند مسئله ديگر که اهميت به علم تعبير مي دهد و اطلاعات ما را در علم. تعبير بسيار کم و کوتاه نشان ميدهد تشخيص موقعيت خواب بيننده است و تطبيق تعبير با مورد خاص است امام صادق (ع) فرمود: کسي که در خواب ببيند داخل حرم کعبه شده ولي مي ترسد، او ايمن خواهد بود که خداوند در قرآن کريم مي فرمايد " حَّرماً آمِنّا" .
معلوم مي شود يکي از طرق تعبير تطبيق با آيات قرآن است و در مورد کسي که خود را در شام ببيند فرمود برکات و نعمتهايي به او ميرسد که در قرآن کريم مي فرمايد: " و جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ القري التي بارَکنا فيها" منظور شام است. و از اين داستان تطبيق با آيات را بسيار مؤثر مي نمايد.
گويند مهدي پسر منصور دوانقي در خواب ديد رويش سياه شده به معبران مراجعه کرد گفتند. ما از تعبير اين خواب عاجزيم. خوب است ( ابراهيم بن عبدالله) کرماني را احضار کنيد و از او تعبير بجويي مهدي همين کار را کرد. ابراهيم گفت خداوند به تو دختري خواهد داد. از او پرسيدند به چه دليل مي گويي؟ گفت به دليل اين آيه "وَ اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُم بالانثي ظلّ وجهه مسوداً و هو کَظيم"(سوره نحل، آيه 58) در همان روز براي او دختري متولد شد مهدي ده هزار درهم به او بخشيد و هزار درهم ديگر هم موقع تولد بخشيد.
يکي از آقايان علماء مي فرمايد: شخصي به من مراجعه کرد و خوابي را نقل نمود که تعبير آن خواب به دزدي اشاره داشت " مثل اذان گفتن" اما من او را مرد دزدي تشخيص ندادم و خيال مي کردم آدم خوبي است. بالاخره گفتم ممکن است بدت بيايد اين خواب تو دليلي است بر اينکه سرقت کرده اي.
گفت آقا همينطور است . مادر زن و پدر زنم رفتند مسافرت. من خانه آنها را نگه مي داشتم يک روز رختخواب را باز کردم ديدم داخل رختخواب مقداري طلا آلات است. برداشتم اما بعد از برگشتن از مسافرت احتمال نمي دادند . که من باشم ديگري را متهم کردند. که الان او در محاکمه است گفتم: به هر صورت بايد يک کاري بکني لااقل ديگري را از اين گرفتاري خارج کني.
البته اتفاقات خيلي زياد است که به تدوين و نگارش نياز نيست ولي ما به اين مقدار فعلا بسنده مي کنيم.
از دارالسلام،ج۴، ص ۳۷۲
چهارشنبه، 19 بهمن، 1384
قرآن مشتمل بر جميع علوم و معانی ميباشد!
اگر چه ظاهر قرآن مجيد از حيث جزالت الفاظ [ فصاحت و روانی سخن] و حسن معاني و اسلوب عجيب و ترکيب در منتها درجه ي فصاحت و بلاغت و معجزه ي خاتم النبيين (ص) مي باشد. ولي ارباب فضل و دانش و تحقيق وقتي به باطن قرآن مجيد توجه مي نمايند، اعجاز را در معاني قرآن بالاتر و برتر و بيشتر از ظاهر الفاظ و اسلوب عجيب و بديع آن مي بينند.
هم چنانيکه علماء فيزيولوژي، يعني منافع الاعضا،که جميع اعضاء و جوارح آدمي را تشريح، و در آن غور نموده اند.
به تحقيق مي گويند وجاهت و زيبايي باطن انسان به مراتب بالاتر از وجاهت ظاهر صورت او مي باشد.
اعضاء و جوارح باطنيّه انسان از حيث نظم و ربط، دلالتش بر اثبات ذات واجب الوجود و عظمت قدرت و اراده و حکمت او جلّ و علا بالاتر از اعضا ظاهريه ي او مي باشد.
همين قسم است حسن معاني قرآن مجيد که از حيث اعجاز براي مردمان دقيق دانشمند به مراتب بالاتر از حسن ظاهر آن مي باشد.
چه آنکه قرآن مجيد بحکم آيه 37 سوره 6 (انعام) که مي فرمايد: ما فرطنا في الکتاب من شيء (ما در کتاب [بزرگ ، قرآن] بيان هيچ چيز را فروگذار نکرديم [که محتاج اليه بشر است مفصلا يا مجملا] ).
و آيه ي 59 از همين سوره که فرموده: و لا رطب و لا يابس الافي کتاب مبين (هيچ تر و خشکي نيست جز آنکه در کتاب روشن و آشکار [قرآن مجيد] ثبت و مسطور است) .
مشتمل بر جميع علوم اولين و آخرين است، از اصول عقايد، و معارف حقّه الهيه، علم به مبدأ و معاد ، و علم تعبير خواب ، و مواعظ و حکم و امثال ، و طريقه ي خطبه و خطابه ، و مجادله و مناظره، و علم هيئت و نجوم، و معرفت السماء و آنچه در آنهاست ، و علم معاني و بيان، علم طب، هندسه، جبر و مقابله، و اشاره به حرف و صنايع از قبيل حدادي، خياطي، بنائي، غزالي، نساجي، غواصي ، صيادي ،صباغي، تجارت و کتابت، و سبق و رمايه، سياست مُدن و علم حقوق بنحو اتم و اکمل، طرز حکمراني و مملکت داري از لشکري و کشوري و طريقه ي صلح و صفا، جنگ و جهاد، و احکام لازمه در عالم مدنيّت که سيصد و سيزده حکم است ، براي حفظ معاش و معاد، در امور مربوطه ي به دنيا و دين، که فقط ما توانستيم به فهرست مختصري از آنها اشاره نمائيم ، چه آنکه وقت مقاله نويسي اجازه نميدهد آيات هر يک را مشروحا بيان نماييم، و اگر چنين قصدي را بنماييم بايستي آماده نوشتن کتاب بزرگي باسيم، تازه از عهده بر نخاهيم آمد.
چنانچه بزرگان از علماء دست بکار اين امر بزرگ شدند و موفقيت کامل پيدا ننموند.
از جمله آنها ابو علي اسواري بود که مدت سي و شش سال فقط سوره بقره را از حيث تاريخ و تاويلات مختلفه و علوم عاليه تفسير مي نمود ، و با کمال جديت سعي بليغ داشت که اين امر بزرگ را بآخر برساند، با عشق تمامي که با تمام اين امر بزرگ داشت، عمرش بآخر رسيد، تمام نکرده از دنيا رفت.
احصاء و شماره تمام تفاسير مفصلي که بر قرآن مجيد نوشته شده غير ممکن است، چنانچه صاحب کشف الظنون، با آنکه زياده از سيصد تفسير بر قرآن را نام برده ، مع ذلک اظهار عجز نموده ، گويد باحصاء و شماره تمام تفاسير قادر نگرديدم.
و بعضي از تفاسير به مجلدات ضخيمي بالغ گرديده، مانند تفسير (الاستغنا) تاليف ابوبکر ادفوي متوفاي 387 هجري قمري که صد جلد تمام بوده.
و اگر خوانندگان محترم مايل به مشروحات بيشتري هستند ، مراجعه نمايند به کتب و تفاسير مفصله اي که در دسترس آنها ميباشد، از قبيل تبيان شيخ طوسي، و مجمع البيان شيخ طبرسي، و تفسير ابوالفتح رازي، و مفاتيح الغيب امام فخررازي و لوامع التنزيل ميرسيد علي لاهوري قمي در سي جلد ، و تفسير الجواهر طنطاوي در و کشاف جار الله زمخشري و ... .
که هر يک از آيات قرآن مجيد را در محل خود تفصيلا شرح داده اند، تا پي ببرند بعظمت معنوي اين کتاب محکم آسماني که هر حرفي از حروف آن در محل خود معجزه ايست که از عهده بشر خارج و هر دستوري از دستورات آن براي خير دنيا و آخرت و سعادت و سيادت جامعه بشر ما فوق همه دستورات و اصلح بحال فرد و اجتماع ميباشد.
و هر آيه اي از آيات و جمله اي از جملات قرآن مجيد ، محتوي و مشتمل بعلوم و دستوراتي است که جامعه بشر محتاج بآنها ميباشند ، در امور معاش و معاد و تهذيب اخلاق و تنوير روح و تزکيه جسم و بدن ولي آنچه اکابر علماء نوشته اند از هزار کلمه را نتوانستند احصاء نمايند ، فقط بمقدار قدرت خود توانستند اظهار حياتي بنمايند.
ولي بسيار افسوس ميخورم که وقت حقير ناچيز و اقتضاي مقاله نويسي مجال شرح وبسط و تفصيل را نميدهد.
من باب نمونه همين مقدار که ذکر شد گمان ميکنم کافي باشد.
چه آنکه فهرست هر کتاب مختصري از مفصل را بدست اهل کار ميدهد براي نزديکي راه خوانندگان محترم ، آخرين مقالات خود را اختصاص ميدهم بفهرستبعضي از آيات قرآن مجيد تا معلوم گردد که در هر قضيه اي از قضايا ، و حکمي از احکام از قصص حالات بزرگان و معارف حقه الهيه، و علم به مبدا و معاد و مايحتاج در نظام اجتماع ، و اخلاق و غيره در اين کتاب مقدس آسماني چند آيه نازل گرديده و بدانند که اين کتاب بزرگ الهي چه بحر مواجي است، که هر غواصي بمقدار قدرت غوص خود ميتواند از گوهرها و لئالي آن بهره برداري کند، ولي عاقبت هم احدي نتوانسته است بعمق حقيقي اين بحر مواج است.
مگر آن کسانيکه قرآن مجيد بر انها ، و در خاندان جليل آنها نازل گرديده است
و خداوند متعال علم بهره برداري از اين کتاب وقدس را کاملا بآنها عطا فرومده است.
و آنها راسخون در علم يعني خاندان جليل القدر محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين بوده اند.
چنانچه در آيه 11 سوره 36 (يس) و کل شي ء احصيناه في امام مبين(1)
و دلائل بسياري از آيات قرآن مجيد و اخبار وارده از طرق فرق مسلمين از شيعه ، و سني، و زيدي و غيره بر اين معني وارد است، که حاملين قرآن و محيط بر جميع علوم قرآن ، فقط خاندان جليل القدر عصمت و طهارت ميباشند.
مقاله نود و چهارم از کتاب صد مقاله سلطاني
سلطان الواعظين شيرازي
خواب راست يا دروغ يا آشفته؟
سلام:
کمتر کسي را مي شناسيم که در زندگي خوابها يي نديده باشد که به پاره اي امور مخفي و يا مشکلات علمي و يا حوادث آينده از خير و شر دلالتش نکرده باشدو چنين امري را نمي توان حمل بر اتفاق کرد و گفت که هيچ ارتباطي ميان آنها و تعبيرشان نيست.مخصوصا خوابهاي واضح يا صريح که به تعبير نيازي ندارد، به طور کلي هيچيک از رويا ها خالي از حقيقت نمي باشد و ريشه و اسبابي دارند که باعث پيدايش آنها در نفس و ظهور انها در خيال مي شود.بنا بر اين مي توان اذعان نمود براي هر رؤيايي تعبيري هست ولي تعبير بعضي از آنها عوامل طبيعي و بدني در حال خواب است و تاويل بعضي ديگر عوامل اخلاقي است و بعضي ديگر با سببهاي متفرقه و اتفاقي در ارتباطند.
خوابهايي که حقيقت دارند و صريح هستند از ديدگاه علامه طباطبايي با الهام از قرآن به دو دسته تقسيم مي شوند:
قسم اول : رؤياهايي که خواب بيننده در آنها هيچ گونه تصرف و تمثيلي نکرده و قهرا و بدون هيچ زحمتي با تاويل خود انطباق دارند،
قسم دوم :خوابهاي غير صريح هستند که صاحب رؤيا از جهت حکايت در آن تصرف کرده ، يا به تمثيل و يا به انتقال از معناي رؤيا به چيزي که مناسب آن يا ضدش است،
اين قسم دوم نياز به تعبير دارد. حالت دوم خود به دو نوع تقسيم مي شود يک نوع خوابي که صاحب رؤيا فقط يک بار در آن دخالت مي کند و نوع ديگر که نفس صاحب رؤيا به يک انتقال و دو انتقال اکتفا ننموده و بدون آنکه به حدي توقف کند ، انتقال بعد از انتقال و تصرف بعد از تصرف کرده به طوري که برگرداندن رؤياي نامبرده به اصلش مشکل است. اين گونه رؤيا ها را" اضغاث احلام " مي گويند.که يا فاقد تعبير است و يا تعبير کردن آنها مشکل يا غير ممکن است.
خداوند در کلام خود به هر سه قسم رويا اشاره کرده است: از قسم اول ، روياي حضرت ابراهيم عليه السلام و روياي مادر حضرت موسي عليه السلام و پارهاي از رويا هاي حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله، و قسم دوم را هم در عبارت " اضغاث احلام " در سوره يوسف اشاره نموده و از قسم سوم رؤياي حضرت يوسف عليه السلام و روياهاي دو زنداني و رؤياي پادشا مصر .
در روايتي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله چنين آمده است :
خواب ديدن سه نوع است: يا بشارتي از ناحيه خداوند است و يا وسيله اي براي غمناک و حز ين کردن مردم از طرف شيطان و در مواردي مسائلي است که انسان در فکر خود پرورانده و آن را در خواب مي بيند." الرؤيا ثلث: فبشري من الله و حديث النفس و تخويف من الشيطان" در روايتي حضرت محمد فرموده اند:
" خواب ديدن سه گونه است: دسته اي تهديداتي از طرف شيطان براي اندوهگين ساختن فرزندان آدم ، برخي رؤيا هايي هستند که از اهتمام فرد خواب بين در حالت بيداري حکايت دارد و نوع سوم به عنوان بخشي از قسمتهاي چهل و ششگانه پيابري تلقي مي گردد.
بر حسب عوامل گوناگون و تاثير پذيري رؤياها از برخي حالات و شرايط ، خوابها متعدند:
رؤياهاي راستين که به تفضيل به آنها اشاره خواهيم کرد.خوابها يي که در آنها راست و دروغ با يکديگر آميخته اند.حضرت امام صادق عليه السلام به مفضل از اصحاب خود فرمودند:
"در مورد خواب ديدن انديشه کن ، که چگونه خداوند در مورد آنها تدبير بکار گرفته است ، زيرا راست و دروغ آن را با هم آميخته است، اگر همه رؤيا ها راست بود تمام مردم پيامبر بودند و اگر تمام خوابها کاذب بودند ، نه تنها فايده اي نداشت بلکه امري زائد و بي معنا بود.
ابو بصير گويد ، به امام صادق عليه اسلام عرض کردم :فدايت شوم، خواب راست و دروغ از کجا بر مي آيد؟ فرمود:
" خوابهاي دروغ و پريشان آن است که مرد در آغاز شب مي بيند، در آن وقت تحت تسلط شهوات است و آن خوابها چيزي نيست جز انچه در خيال انسان مجسم شود و انها دروغ و بر خلاف در آيد و اما خواب راست ، آن است که انسان پس از گذشتن دو ثلث از شب هنگام آمدن فرشته ها ببيند وآن سحر است و اين خواب راستين است که ان شاء الله تخلف ندارد.
رؤياهاي کاذبه خوابهايي است که طي ان صور خيالي و جزيي با معاني کلي پيوند و رابطه اي ندارد و لذا تعبير آن بي جا و بي مورد مي باشد و هرگز آدمي را به آگاهي جديدي نمي رساند و در آينده دور يا نزديک نيز واقع نمي شود.گاهي رؤياهاي راستين با احساسات، تمايلات و حوادث گذشته و يا رويداد هاي همزمان ممزوج مي شودو در نتيجه حقيقت چنين خوابهايي را دچار ترديد مي نمايد، زياده روي در خوردن برخي غذاها قبل از خوابيدن، حرن و اضطراب شخص يا ناراحتي هاي رواني و دردهاي جسماني ، ارتکاب گناه و سر پيچي از قوانين اخلاقي ممکن است خوابهاي واقعي را مخدوش کند.خواب افراد مست و جنب و خانمها در هنگام حيض و امثال آن ممکن است آميخته به کذب باشد.
مژده ملکوتي
در سوره يونس آيه 65 مخوانيم: " لهم البشري في الحيوة الدنيا ..."
يعني بشارت است ايشان را در دنيا:
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرموده اند : مردي از رسول خدا صلي الله عليه وآله معناي اين گفتار خداوند عز و جل را پرسيد، آن حضرت فرمودند : آن مژده ، خوابي است که مؤمن مي بيند و در امور دنيايش از آن شادمان مي شود.
عبدالله بن عباس از پيامبر اکرم نقل کرده که آن حضرت فرمود: خواب راست الهامي است از خداي متعال بر بنده مؤمن که او را از خير و شري که به او خواهد رسيد، قبل از اتفاق خبر مي کند تا به دنيا مغرور نشود و از فرمان الهي غافل نماند و ابوذر غفاري گفته است: روزي اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله به حالتي محزون به حضور آن سيد رسولان الهي رسيدند و عرض کردند: اي رسول خدا بر وجود مبارک تو از آسمان وحي مي شود و ما را از اين طريق از امور آگاه مي سازيد اما اگر خداي نا کرده شما از ميان ما برويد اين آگاهي را چگونه بدست آوريم،
حضرت فرمودند:" بعد وفاتي ينقطع الوحي و لا ينقطع المبشرات"يعني بعد از رحلت من وحي منقطع مي شود ولي مبشرات ادامه مي يابد،
عرض کردند مبشرات ديگر کدام است ؟ فرمودند:" الرؤيا الصالحه يراها المرء الصالح او يرا ها له ".
يعني : خواب صحيح و درستي که مرد صالح مي بيند يا رؤيايي که ديگري براي او مي بيند.
خوابهاي مبشرات راکه پيام مژده آوري براي انسان دارد رؤياي صالحه يا خواب راست نام نها ده اند.
در واقع به هنگام خواب پروردگار همه ارواح را نزد خود مي برد، آنچه را که روح انسان در آسمان نزد خدا مي بيند " رؤياي صادقه " و آنچه را که در هنگام باز گشت به بدن مي بيند " رؤياي کاذبه" نام نهاده اند.
از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدند: که چه سبب دارد گاهي مؤمن خوابي مي بيند و اثر آن ظاهر نمي شود، ايشان فرمودند چون مؤمن به خواب رود ، روحش به آسمان انتقال داده مي شود، پس آنچه در ملکوت آسمان مشاهده کند در محل تقدير و تدبيرآن، حق است و اثرش آشکار مي شود، آنچه در زمين و هوا ببيند آشفته است و واقعيت ندارد، راوي پرسيد آيا روحش به طور کامل از بدن جدا شده و به آسمان مي رود؟ حضرت فرمود: اگر چنين باشد که فوت نموده بلکه همچون خورشيد است که در آسمان مي باشد و روشني و پرتوش در زمين است.اصل روح در بدن مؤمن مي باشد و پرتوي از آن به سوي ملکوت حرکت مي کند.
از حضرت امير المؤمنين عليه السلام نيز چنين روايتي نقل شده است.
حضرت رضا عليه السلام فرمود: يکي از سنتهاي رسول خدا صلي الله علي و آله چنين بود که وقتي صبح مي شد به اصحابش مي فرمود: آيا نويد بخشي هست؟ و مقصودشان خواب صادق بود.
علامه مجلسي مي گويد : چون در آخر الزمان خداوند حجت خود را از مردم پنهان کرده در عوض راي قوي در مورد استنباط احکام به آنها تفضل کرده و چون ائمه اطهار را از ايشان بر گرفته ، رؤياي صادقه و خوابهاي راست به آنان عنايت نموده تا هر حادثه اي براي آنها قبل از رسيدنش آشکار گردد.
در حديثي از رسول اکرم نقل شده که فرمودند: " من لم يؤمن بالرؤيا الصادقه لم يؤمن بالله و رسوله".يعني : آن کس که به رؤياي صادقه ايمان ندارد به خدا و رسولش ايمان نخواهد داشت.
و نيز آن حضرت در روايت ديگري فرمودند: " اصدقکم حديثا اصدقکم رؤيا" يعني :
راستگو ترين افراد در ميان شما فردي است که رؤيايش صادق تر و مطابق با حقيقت باشد.
همچنين در حديث ديگري آن سرور عالميان و بر گزيدهء پيامبران فرمودند:
" اذ اقترب الزمان لم تکذب رؤيا المؤمن و لا ينبغي لاحد يکذب رؤيا"يعني:
هنگامي که قيامت نزديک گردد رؤياي مؤمن صادقه است و شايسته نيست که فردي خواب او را تکذيب نمايد و دروغ پندارد.
خواب فرشتگان
هر چه مرگ دارد ،خواب هم دارد،
فرشته ها مرگ دارند و چرا که خواب نداشته باشند؟
چون خدا فرموده : هر نفسي چشنده مرگ است، آيه 186- آل عمران.
در کتاب کافي از يعقوب احمر نقل شده :
که نزد امام ششم عليه السلام رفتيم براي تسليت او در مرگ پسرش اسماعيل و به او رحمت فرستاد و فرمود : خدا عز و جل خبر مرگ پيغمبرش به او داد و فرمود براستي تو مرده باشي و آنها هم مردگانند.
31-زمر و فرمود " هر نفسي چشنده مرگ است."
و آنگاه آغاز حديث کرد و فرمود : ا
هل زمين همه بميرند تا احدي نماند و آنگاه اهل آسمان بميرند تا احدي نباشد جز ملک الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميکائيل ، و ملک الموت برابر خدا آيد و به او گفته شود، با اينکه خدا دانا تر است.چه کسي زنده مانده؟ گويد پروردگارا جز ملک الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميکائيل کسي زنده نمانده، گفته شود به جبرئيل و ميکائيل بگو بميرند، فرشته ها در اينجا گويند : پروردگارا اين دو رسول امين تو اند، فرمايد به هر که جان دارد فرمان مرگ دادم.و باز ملک الموت نزد خدا آيد و با اينکه خدا دانا تر است به او گفته شود که مانده و گويد جز حاملان عرش و و ملک الموت نمانده ، فرمايد : به حمله عرش بگو تا بميرند و پس از گزارش مرگ آنها با غم و اندوه و سر بزير پس از پرسش اينکه : که مانده و پاسخ باينکه جز ملک الموت نمانده به او هم گفته شود بمير اي ملک الموت و او بميرد.
در پرسشهاي زنديق از امام ششم عليه السلام است که: روح پس از برون شدن از تن بماند يا نابود شود ؟ فرمود : بلکه بماند تا در صور اسرفيل دميده شود و آنگاه همه چيز نا بود شود و حس و محسوسي نماند.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:
بدانکه مرا براستي فرستاده البته خواهيد مرد چنانکه مي خوابيد و البته مبعوث مي شويد چنانکه بيدار مي شويد.فرمود نشانه مرگ خواب است و نشانه قيامت بيدار شدن، اگر مرگ بيرون کشيدن روح است با تن مثالي از جسد عنصري ، خواب منع روح است از تصرف در آن به يک سببي و اگر مرگ بر کشبدن روح است از قالب مثالي يا عنصري لطيف ، خواب تعطيل آنست از تصرف، و بديهي است که برکشيدن روح از تن دشوار تر است از منع آن از تصرف در تن با به جا بودن ارتباطش با آن.
شيطان هم خواب دارد و چنانکه مي آيد رواست که فرشته ها هم بخوابند زيرا هر دو گر چه در ماده آفرينش از هم جدايند و شيطان از آتش است و فرشته از نور ، و کارشان هم مخالف هم است . چون اولي کار بد کنند و به آن وا دارند و آن ديگري جز خوبي نکنند و جز به آن وا ندارند.جز اين امور در هر مذهبي متحدند چون از يک عالمندو همديگر را ببينند و با هم مبارزه کنند و بسا از هم بکشند و آتش زنند و با هم گفتگو کنند و کار هم ببينند.
مسلمين گويند: هر دو دسته تن لطيف دارند ، نوراني يا ظلماني و توانند به هر شکل در آيند و عقل و فهم و قدرت بر کارهاي دشوار دارند و پيغمبران و اوصييا آنها را ببينند.
فلاسفه از هر مسلک که باشند ّبه موجودات بي جسمي معتقدند که لا مکانند و درجه بالا شان به جسم ارتباطي ندارند که فرشته هاي مقربند و بسا که تدبير جسم کنند که اشرفشان حاملان عرش و پايينتر در گرد عرش و آنگاه فرشته هاي کرسي و آنگاه فرشته هاي کره نار و آنگاه هوا و سپس زمهرير .. تا برسد به فرشته هاي دريا ها و فرشته هاي فرودين که در گياه و حيوان اين جهان نفوذ و تصرف مي کنند.
و لفظ جن در اصل لغت بمعني : در پرده است و بفرشته هم صدق کند ولي در عرف آنها ارواحي را گويند که خاص عناصرند و گاه به فرشته هم گويند.در اينجا اعتراضي آورده که فرشته ، خوردن و نوشيدن و توالد ندارد ولي شيطان دارد، چون نهي شده از پاک کردن کامل استخوان و يا استنجا به آن براي اينکه خوراک جن هستند و اخباري هم هست که شيطان زايش دارد. و جواب اين داده که فرشته هم با نسيم عرشي و ذکر خداوند خوراک مي کندو حديثي هم از تفسير " برهان " آورده براي توالد فرشته ها.
فرشته ها جسم لطيف نوراني هستند و بال دارند، دو به دو يا سه به سه يا چهار به چهار يا بيشتر . مي توانند به هر شکل در آيند و خدا بر حسب حکمت هر صورتي که خواهد به آنها مي دهد و بالا و پايين مي روند و پيغمبران و اوصيياء آنها را مي بينند و قول به تجرد و تفسير فرشته ها به عقل و قواي طبيعي و تاويل آيات بسيار براي شبه هاي سست و استبعاد و عدول از راه راست و پيروي از کور دلانست.
شيخ مفيد در کتاب مقالات گفته : روا است که محتضر بچشم خود آنها را ببيند باينکه شعاع ديد او بيفزايد تا تن شفاف آنها را نگرد، و در باره اينکه ائمه عليهم االسلام سخن فرشته را شنوند و او را نبينند گفته است: من مي گويم از نظر عقلاني مانعي ندارد که آنها را ببينند بلکه صديقان از شيعه و ابرار هم مي توانند ببينندو صحت اين موضوع از ائمه و شيعيان صالح رسيده است با وضوح حجت و برهان و آن مذهب فقهاء اماميه است.
| |
|
شيخ بهايی
علامه محمد تقي مجلسي پدر علامه مجلسي دوم كه از شاگردان برجسته شيخ بهايي است، مي گويد: شبي شيخ بهاء الدين را در خواب ديدم كه فرمود: "چرا به نگارش شرح احاديث خاندان پيامبر(ص) مشغول نمي شوي" گفتم اين مهم شايسته شماست نه امثال من. فرمود:" روزگار ما گذشت شما به اين امر، مشغول شو و يك سال تدريس را رها كن تا كار پايان پذيرد."
پس از اين خواب من تصميم داشتم كه به اين دستور اقدام كنم، ولي از آنجا كه كاري بزرگ بود جرات نمي كردم و نگارش شرح احاديث به مسامحه مي گذشت. تا آن كه بيماري سختي برايم پيش آمد، تا آنجا كه وصيت كردم و به دعا و زاري در آستان الهي مشغول شدم كه در آغاز گناهانم را بيامرزد و سپس مرگم فرا رسد. در همين حال خوابي سبك مرا فرا گرفت، در عالم رويا امام حسن (ع) و امام حسين(ع) را پيش رو و امام سجاد (ع) را در بالاي سرم نشسته ديدم. آن بزرگواران فرمودند ما براي شفاي تو آمده ايم. در اين هنگام امام سجاد (ع) رو به من فرمود: از خدا طلب مرگ نكن زيرا زندگي تو مفيدتر است. در آن حال از خواب پريدم و آثاري از درد در بدنم نبود و به شدت عرق داشتم.
بار ديگر خواب بر من غلبه كرد. سرور پيامبران حضرت محمد (ص) را در خانه ام ايستاده ديدم. خواستم پاي مباركش را ببوسم نگذاشت. شروع به ستايش آن بزرگوار كردم كه خداوند دو جهان را براي شما آفريده و خلق و خوي خويش را به شما داده است و تو بهترين مخلوق خدايي و علوم الهي را در سينه داري و قدرت خدايي را دارا هستي. حضرت تبسّم كرده فرمود: بله همين طور است. سپس گفتم، اي پيام آور خدا، بفرما نزديكترين راه قرب خدا چيست؟ حضرت فرمود: همان است كه مي داني. گفتم: چه كاري انجام دهم؟ منظورم اين بود كه مشغول چه رياضتي شوم و يا كار ديگري كه بفرمايد انجام دهم.
حضرت فرمود: همان كاري كه پيشتر انجام مي دادي انجام ده.
در همين گفتگو بوديم كه حضرت فرمود: حالا، امام علي (ع) و حضرت فاطمه سلام الله عليها براي عيادت تو آمده اند. در اين حال گريه و زاري بر من غالب شد و گفتم من كلب آستان آنهايم، من كيستم كه مثل شما و آن بزرگواران براي عيادتم بياييد.
در اين هنگام ديوار شكافته شد و آن دو بزرگوار وارد شدند. شگفت زده از خواب بيدار شدم و بسيار گريه كردم.
بار سوم خواب مرا ربود. شنيدم كسي گفت پيامبر(ص) برايت ميوه و كباب بهشتي فرستاده است. ظروف كباب از طلا بود. در حالي كه گروهي دور من بودند، به من دادند و مشغول خوردن از آن شدم. به جاي هر لقمه، لقمه اي ديگر پديد مي آمد؛ به همه اطرافيان از آن كباب مي دادم و به آنها مي گفتم، قبلاً به شما گفته بودم از كباب هاي بهشتي هر چه بخوري باز به جايش مي رويد حال خود شما ديديد؛ گفته بودم ظروف بهشتي از طلا است حال خودتان ديديد؛ گفته بودم غذاهاي بهشتي هر لقمه اش مزه هاي متنوع و فراوان دارد كه با مزه غذاهاي دنيا، تفاوت بسيار است. و مي بينيد كه اين غذا همين طور است.
گفته بودم از ميوه هاي بهشتي هر چه بچيني باز به جاي آن مي رويد، اين همان است. خلاصه هر چه كباب خودم خوردم و به آنها دادم تمام نشد. شروع به خوردن ميوه كردم. كه به اندازه خربزه هاي بزرگ شهر حلب بود. آنها را قاچ قاچ مي خوردم و در هر برگه مزه هاي بي اندازه بود. به اطرافيان مي گفتم اين موضوع را هم گوشزد كرده بودم؛ هر چه ميوه به دوستان دادم باز جايش پر بود. خلاصه از اين خواب شيرين بيدار شدم و اين ميوه و كباب را به علم تعبير كردم و تصميم گرفتم به شرح احاديث مشغول شوم.(17)
علامه بزرگوار محمد تقي مجلسي در "شرح من لا يحضره الفقيه" نگارش آن را از بركات و هدايت هاي شيخ بهايي و آثار اين روياي شيرين مي داند.
http://mahdiehtehran.ir/fehrest.asp?select=moshahedat&select2=royaha
| |
|
رويا و قرآن
علم لَدُني در قرآن
ب) خواب و رويا:
مسأله خواب ديدن، يكي از پديده هاي رواني معمولي و رايج در ميان مردم است و دانشمندان در ادوار مختلف تاريخ كوشيده اند آن را تفسير كنند و عواملش را بشناسند.
به نظر آنان برخي از خوابها نتيجه احساساتي هستند كه انسان در حين خواب آنها را حس مي كند، اعم از اينكه احساسات مزبور ناشي از تأثير عوامل خارجي در حواس باشند و يا نتيجه احساسات ناشي از عوامل مؤثر دروني كه در خود بدن به وجود مي آيند. در ميان روانشناسان، رايجترين نظريه درباره تعبير خواب، نظريه فرويد است. بر اساس اين نظريه، رويا روش سمبليك بيان انگيزه هاي ناخودآگاه انسان مي باشد.
تحقيقات روانشناسان معاصر درباره خواب تنها شامل انواع خوابهايي كه ما در بالا اشاره كرده ايم مي شود، به ويژه آن خوابهايي كه طبق نظريه فرويد بيان كننده انگيزه ناخودآگاه هستند. آنها متعرض خوابهاي راست و روياهاي صادقانه كه پرده از كارهايي كه در آينده رخ مي دهد بر مي دارد، نشده اند. در صورتي كه اين نوع خوابگاه براي برخي از مردم اتفاق مي افتد چنان كه در اديان نيز ذكر شده است.
قرآن "افنعاث احلام" و "رويا" را ذكر مي كند. افنعاث احلام (خوابهاي مشوشي كه تعبيرشان مشكل است) همان خوابهاي در هم و بر هم و پريشان و مبهم است. قرآن وقتي از افنعاث احلام نام مي برد شايد به خوابهايي اشاره مي كند كه مورد بحث و تفسير روانشناسان قرار گرفته و ما قبلاً به آنها اشاره كرده ايم.
اما رويا در قرآن تنها به معناي همان روياي صادقانه است كه خداوند در جريان آن نوعي وحي يا الهام مشخص را به انبيا و فرستادگان خود و ديگر مردم القا مي كند و با حوادث آينده را به آنها خبر مي دهد. يكي از نمونه ها همان است كه درباره روياي ابراهيم (ع) آمده است. او خواب مي بيند كه مشغول ذبح فرزندش اسماعيل (ع) است. (سوره صافات، آيه 102-105) نمونه ديگر روياي صادقانه كه در قرآن آمده است خواب حضرت يوسف (ع) مي باشد:
"(به خاطر آور) هنگامي را كه يوسف به پدرش گفت: پدرم، من در عالم رويا ديدم كه يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي كنند. يعقوب گفت: اي فرزند عزيز، خواب خود را براي برادرانت بازگو مكن كه براي تو نقشه خطرناك مي كشند، چرا كه شيطان دشمن آشكار انسان است." (سوره يوسف، آيات 5،4)
اين در روياي يوسف وقتي به تحقق پيوست كه وي برادران و والدين خود را نزد خويش خواند و آنها وقتي بر او وارد شدند به احترام و در تجليل از مقامش به سجده افتادند. در روايت آمده است كه پيامبر (ص) فرمود: در روياي صادقه از جانب خدا و خواب آشفته شيطان است." و نيز فرمود: "در روياي صادق فرد صالح، يك جز از 46 جز نبوت است."
تبعيد قرآن در مورد خواب راستين در شكل گيري نظريه هاي انديشمندان مسلمان تأثير زيادي داشته است. آنها خواب را به آنچه كه در قرآن درباره آن آمده است، تفسير و تبيين مي كنند.
مثلاً آلوسي در تفسير خود، چنين نقل مي كند: "ابن حاتم و ابن مردويه به اسناد خود از سليم بن عامر روايت كرده اند كه "عمر بن خطال" گفت: در شگفتم از روياي كسي كه مي خوابد و در خواب، چيزي مي بيند كه اصلاً به ذهنش خطور نكرده بود، ولي رويايش مانند گرفتن و لمس كردن با دست است (ماجراي خواب در بيداري دقيقاً رخ مي دهد اما گاهي هم انسان خواب مي بيند و هيچ اتفاقي نمي افتد.) علي (ع) به عمر فرمود: مي خواهي سّر آن را برايت بگويم و اين آيه را خواند:
"خداست كه وقت مرگ، ارواح خلق را مي گيرد و آن را كه هنوز مرگش فرا نرسيده نيز در حال خواب روحش را قبض مي كند، سپس آن را كه حكم به مرگش كرده جانش را نگاه مي دارد و آن را كه حکم نكرده به بدنش مي فرستد تا وقت معين مرگ ... ." (زمر، آيه 42)
بنابراين خداوند ارواح همه را نزد خود مي برد آنچه را كه روح هنگامي كه نزد خداست در آسمان مي بيند روياي صادقانه و آنچه را كه به هنگام بازگشت به بدن مي بيند، خواب دروغين (روياي كاذبه) است. ابن سينا، روياي صادقه را نتيجه ارتباط روح با ملكوت يا ملا اعلا به هنگام خواب و دريافت وحي يا الهام از خداوند مي داند و خوابهاي آشفته و دروغين را ناشي از تأثير احساسات جسمي در روح انسان.
جديداً برخي از پژوهشگران اسرار قواي روحي انسان، معتقدند كه روح انسان هنگام خواب از بدن جدا مي شود و در اماكن مختلفي به سير و سياحت مي پردازد. آنها، هر آنچه كه انسان در خواب مي بيند همانهايي را مي دانند كه روح به هنگام گردش مشاهده مي كند. اين نظريه با نظريه انديشمندان مسلمان كه قبلاً نقل كرديم، در اين نقطه كه روح به هنگام خواب از بدن جدا مي شود، مشترك است.
روانشناسان معاصر، درباره موضوع "الهام الهي" به تحقيق و بررسي نمي پردازند اما وقتي مسأله "تفكر خلاق" را مورد بررسي قرار مي دهند، بر پيدايش انديشه هاي نويي كه ظاهراً به امور ناگهاني، در جريان تفكر، درباره برخي از مشكلات علمي براي پاره اي از دانشمندان پيش مي آيد، اصطلاح "الهام" يا "شهود" را اطلاق مي كنند. آنها، اين نوع الهام را منبعث از عقل و انديشه شخص انديشمند و نه افاضه شده از يك منبع خارجي مي دانند.
مثلاً وقتي انسان براي مدتي طولاني درباره يك مشكل، مي انديشد و موفق نمي شود راه حلي برايش پيدا كند، معمولاً براي مدتي آن را رها مي كند و ذهنش را در آن مدت استراحت مي دهد، اما پس از استراحت فكري دوباره به انديشيدن درباره آن مي پردازد. روانشناسان مي گويند در همين فاصله استراحت كه خود آن را دوره حضانت فكري مي نامند، تغييرات مهمي در كار تفكر رخ مي دهد؛ چون اولاً انديشه از برخي از ناخالصيها كه مانع رسيدن به راه حل مطلوب بودند، رها مي شود. ثانياً ذهن در فاصله استراحت از خستگي زيادي كه نتيجه تداوم تفكر درباره مشكل مي باشد، راحت مي شود و سپس هنگامي بعد از استراحت دوباره به مشكل مزبور بينديشد داراي شادابي و آمادگي و صفاي بيشتري خواهد شد. ثالثاً نوعي سازماندهي و نظم، در اطلاعات انسان، پيرامون مشكل مزبور ايجاد مي شود كه باعث روشن شدن برخي از روابطي كه قبلاً آشكار نبودند و همچنين موجب پيدايش افكاري تازه و در نتيجه راهيابي به حل مشكل مي شود. حتي برخي روانشناسان معتقدند كه نوعي تفكر ناخودآگاه نسبت به مشكل به وجود مي آيد و ظاهراً پاره اي از تلاشهاي فقري نيز به نحوي ادامه مي يابد.
در واقع، ميان تبيين علمي الهام كه روانشناسان معاصر آن را در غالب "تفكر خلاق" ارائه مي كنند و تبيين ديني آن، تضادي وجود ندارد. روانشناسان معاصر در مسأله تبيين الهام، تنها در محدوده عمليات فيزيولوژيك انجام شده در فرض و عمليات روانشناختي همراه آن متوقف شده اند. اما يك فرد متدين گرچه نظر روانشناسان را درباره عمليات فيزيولوژيك فرض و روانشناختي همراه آن بود قبول دارد، ولي از سطح اين تفاسير، فراتر مي رود و معتقد است كه گاهي خواست خداوند متعال كه صاحب و مدبر تمام چيزها در عالم هستي است، اقتضا مي كند كه عمليات تفكر را در برخي از مردم طوري تنظيم كند كه آنها را به كشف و شناسايي پاره اي از حقايق كه خداوند مي خواهد به آنها الهام كند، راهنمايي نمايد.
در نيتجه به نظر مي رسد كه حقايق مزبور به طور ناگهاني و به صورت "شهود" به ذهنشان راه مي يابد. گاهي خواست خدا اقتضا مي كند كه در غير اوقات "تفكر خلاق" براي برخي از افراد حالت الهام پيش آيد. به اين ترتيب كه هر وقت خداوند اراده كند به انبيا و فرستادگان و ديگر بندگان خود الهام مي كند.
ابن سينا نيز، الهام را كه براي برخي از مردم در بيداري و يا در خواب به صورت رويا رخ مي دهد، ناشي از ارتباط نفس با ملكوت يا ملا اعلا مي داند.
رويا های صادقه خود را برای ما بفرستيد
Please kindly inform us of your true dreams,the kind of which has been realized, in order to be recorded in the web page
مخ
خوابهاي رسيده
يكي از خوانندگان از طريق پست الكترونيك خواب خود را براي ما ارسال كردند:
«...در خواب ديدم كه در يك بيابان در هنگام غروب در كنار جادهيي ايستادهام، بادي ميوزيد، در نزديكي من ساختماني متروك بود، هيچ جانداري در آنجا ديده نميشد، ناگهان متوجه شدم كاميوني جلوي من ايستاد و يك نفر از آن پياده شد و به من گفت: بيا تا تو را برسانم.ولي چون مسير او به من نميخورد، سوار ماشين او نشدم، آن فرد لباس تيره به تن داشت و صورت راننده و او نامفهوم بود. او كلاهي (سربندي) بلند مثل سربند كشيشهاي قديمي به سر داشت...»
با بررسي نمادهاي روياي حاضر به اين نتيجه ميرسيم كه تعبير و مضمون كلي روياي حاضر مثبت است و نگراني خاصي براي رويابين در بر ندارد بويژه در مورد اينكه رويابين بهدليل هممسير نبودن با شخص ناشناس با او همراه نشده و به نوعي آگاهي ضمني در رويا را داشته است. از آنجايي كه روياي حاضر در حالتي خاص ديده شده است و رويا بين دچار مشكل و حمله قلبي نيز هست ميتوان تعابير ديگري را نيز به آن افزود و آن نوعي اعلام و آگاهانيدن ناخودآگاه در مورد وضعيت جسماني شخص رويابين است. در مورد نماد بيابان يك نكته ديگر به استناد منابع موجود قابل طرح است. در برخي از منابع تعبير رويا نماد بيابان را براي زنان نشانه خوبي ندانستهاند و اگر زن جواني در خواب خود را تنها در بيابان ببيند، شهرت و سلامت او بخاطر بيملاحظگي و بياحتياطي در خطر خواهد بود لذا او بايد بيشتر مراقب خود باشد و در رفتار خود تجديدنظر كند.
سخني با همسفران سرزمين رويا
دوستان عزيز از اينكه ما را مورد لطف خود قرار داديد و ما را از لذت همسفر شدن در سرزمين روياييتان برخوردار كرديد صميمانه سپاسگزاريم و همچنان آماده دريافت روياهاي شيرين و تلختان هستيم و آماده شنيدن پيشنهادهاي ارزنده شما. كارگاه رويا در شمارههايي كه گذشت تلاش بر آن داشت تا به شما اين نويد را بدهد كه ميتوانيد بر روياهايتان تاثير بگذاريد و حتي مسير آنها را تغيير دهيد. «توانمندسازي» شما هدف ما است. اينكه به شما بگويم «شما ميتوانيد با تواناييهاي ذهني خود» بر روياهاي خود مديريت داشته باشيد.
توصيههايي براي به خاطر آوردن و ثبت روياها
همسفران سرزمين رويا (كارگاه رويا) 
توصيههايي براي به خاطر آوردن و ثبت روياها
1 شما ميتوانيد روياهايتان را بطور كامل در هنگام خواب ديدن ؤبت كنيد. يعني بلافاصله در مرحله چهارم خواب در دوره امواج رمبتوانيد از خواب برخيزيد و به ؤبت رويايتان بپردازيد. بدين منظور ميبايد در طول روز با چشمان بسته به مرور و ؤبت روياهايتان بپردازيد.
2 اگر نتوانستيد بطور ارادي و خودآگاه در زمان ديدن رويا بيدار شويد، ميتوانيد از روش بيدار شدن از خواب تصنعي استفاده كنيد. بدينترتيب كه از دوستتان بخواهيد كه در هنگام خواب بالاي سر شما بنشيند و هنگامي كه وارد مرحله چهارم خواب شديد (خواب عميق) و در هنگام خواب ديدن شما را از خواب بيدار كند، (يعني حدودا زمان ورود به دقيقه نود زماني كه دوره امواج رم شروع ميشود) يا ميتوانيد از ساعت زنگدار استفاده كنيد.
3 بدون توجه به اين مطلب كه از چه روشي براي رؤیت و نوشتن روياها استفاده ميكنيد، با استفاده از ضبط صوت يا نوشتن، نخستين ؤبت رويا را با چشمان بسته انجام دهيد. باز كردن چشمان به خاطر آوردن رويا را مختل ميكند.
خوابهاي رسيده
يكي از خوانندگان از طريق پست الكترونيك براي ما خوابشان را ارسال كردند: «خواب ديدم كه درون اتاقم پر از عقرب شده است، ولي آنها مرا نيش نزدند و با اين حال ترس وجودم را فرا گرفته بود...» تعبير: با توجه به نماد «عقرب» ميتوان گفت كه شما بايد با دقت بيشتري به روياي خود نگاه كنيد. اين رويايي آگاهنده است. به دوستان دور و اطراف خود خوب بنگريد. احتمال آن ميرود كه يكي از دوستان شما قصد صدمه زدن به شما را داشته باشد. دقت كنيد و ارتباط خود را با آن دوست كمرنگ كرده و يا تصحيح كنيد و مانع شويد او از شما سوء استفاده كند. نيش نزدن هم دوباره نشان خوبي نيست، لذا دقت خود را بيشتر كنيد. با «عقرب» مثل يك نماد «دشمن» منفي در خواب برخورد كنيد و آن را در خوابهاي بعدي مغلوب كنيد. چنان كه در كارگاه رويا براي شما توضيح داديم. هيچ نگران نباشيد بزودي و براحتي بر احتمالات ياد شده فايق خواهيد آمد. ما را از نتايج تلاشهاي خود باخبر سازيد
عقاب
عقاب
Dear
Happy to hear from you again Are you writing me from
interpretation not to be worry about at all.prosperity is waiting for you but you need more effort to lay the ground for
MH Daryaei
تعبير روؤيا
روياي عقاب در منابع مذهبي و فرهنگ ما
تعبير عقاب در خواب بر دو وجه است:1 پادشاه ستمگر و خونخوار 2 عالم بيدين و حيلهگر. (امام صادق(ع))
عقاب در خواب، پادشاهي نيرومند و پرهيبت و ستمگر است كه عموم از او در هراسند، اگر رويابين ببيند كه عقاب را گرفت يا شخصي به او آن را داد و آن عقاب رام و مطيع او بود، نزد پادشاه قرب و منزلت پيدا ميكند، اگر رويابين ببيند عقاب او را گرفت و به هوا برد، به فرمان پادشاه (حكمران) به سفري ميرود و در آن سفر بزرگي و عظمت مييابد و نامور ميگردد. (دانيال(ع)).
اگر رويابين در خواب ببيند مردم عقاب را كشتند، شاه (حكمران) آن سرزمين معزول يا هلاك ميشود، اگر رويابين ببيند كه عقاب او را برداشت در پناه پادشاه (حكمران) قرار ميگيرد. اگر عقاب چيزي از دهان درآورد و به او داد، به قدر آن، پادشاه به او عطا ميكند و اگر ببيند عقاب از دست او پريد و رشته و طناب يا چيز ديگري نظير آن در دست او باقي ماند، پادشاه (حكمران) بر او خشمگين ميشود و او را از خود دور ميسازد و چيزي از مال او را ميگيرد (ابنسيرين). اگر رويابين ببيند كه عقاب بر سر و روي او نشسته، پسري پيدا ميكند كه به پادشاهي ميرسد (كرماني).
بعضي گفتهاند اگر كسي در خواب ببيند كه عقاب دارد، عمرش طولاني خواهد بود.
روياي عقاب در فرهنگ و منابع غربي
ديدن روياي پرندهيي قوي بيانكننده آن است كه ناخودآگاه رويابين دوره زماني موفق و پربركت و ؤمربخشي را براي او پيشگويي ميكند. با اين حال اگر پرنده مزبور به رويابين حمله كند يا او را بترساند بيانكننده آن است كه رويابين بايد خود را براي يك كار سخت اجباري آماده سازد. (قكط.لظغلغطكظپ.ننن)
ديدن عقاب در يك مكان مرتفع، به نشانه خوبي است. اگر عقاب بر سر رويابين فرود آيد نشانگر مرگ استأ اگر عقاب رويابين را در آسمان با خود حمل كند و ببرد بيانكننده حادؤهيي جدي و تكان دهنده است. ديدن عقابي كه در آسمان در حال پرواز است پيشگوييكننده كسب و تجارت پرسود است و پردرآمد. همچنين پرواز عقاب نشاندهنده برگشتن يك دوست خوب از كشوري دوردست است. ديدن عقاب در آشيانه، بيانكننده آن است كه رويابين به جايگاه اعتماد دست مييابد و در كارش موفق خواهد شد. (ضغهكضكح كلضگكث وض ÷لقضظگئ ظك وگضقكغلطغئ)
اگر رويابين عقابي را در خواب كشت بيانكننده آن است كه او بر دشمنان خود فايق خواهد آمد و هيچ مانعي بر سر راه رويابين قرار نخواهد گرفت. (همان)
همسفران سرزمين رويا (كارگاه رويا)
توصيههايي براي به خاطر آوردن و ثبت روياها
1 شما ميتوانيد روياهايتان را بطور كامل در هنگام خواب ديدن ؤبت كنيد. يعني بلافاصله در مرحله چهارم خواب در دوره امواج ث|ح، بتوانيد از خواب برخيزيد و به ؤبت رويايتان بپردازيد. بدين منظور ميبايد در طول روز با چشمان بسته به مرور و ؤبت روياهايتان بپردازيد.
2 اگر نتوانستيد بطور ارادي و خودآگاه در زمان ديدن رويا بيدار شويد، ميتوانيد از روش بيدار شدن از خواب تصنعي استفاده كنيد. بدينترتيب كه از دوستتان بخواهيد كه در هنگام خواب بالاي سر شما بنشيند و هنگامي كه وارد مرحله چهارم خواب شديد (خواب عميق) و در هنگام خواب ديدن شما را از خواب بيدار كند، (يعني حدودا زمان ورود به دقيقه نود زماني كه دوره امواج ث|ح شروع ميشود) يا ميتوانيد از ساعت زنگدار استفاده كنيد.
3 بدون توجه به اين مطلب كه از چه روشي براي ؤبت و نوشتن روياها استفاده ميكنيد، با استفاده از ضبط صوت يا نوشتن، نخستين ؤبت رويا را با چشمان بسته انجام دهيد. باز كردن چشمان به خاطر آوردن رويا را مختل ميكند
|
يكشنبه، 28 تير 1383، ساعت 5:56 |
|
|
man yek danesh amooze 16 sale az australia hastam va tanha ba yeki az doostanam dar madrese rabeteye samimi daram (ke esmesh zahras. dar hale hazer ham tatilate madares hast. man khabe ankaboot didam. aval ye ankaboote bozorg didam va kareesh nakardam chon fekr mikonam mitarsidam! vali badesh too hamoon khab ye ankaboote koochik too hamoom didam va ba dampayeem lehesh kardam va doost daram bedoonam tabiresh chie | |
Age
Gender
Academic degree
Marital Status
Any Date,Relationships
Dreams dominant theme
Religous belif
Group Association
Job now and previous
Diet and foods which you used to eat
Daily plan and schedule
Exercises sport hobbies
Educational field and reading as well as thinking interest
Wishes
Attitudes in relations and friendship
Ilness, diseases and drug (medication)
Alcohol
and cigarette
Exat date of birth year/day/month
Biggest Failour and success
The most important programme
any other possible data about yourself such as behavior etc.
Then I ganna guide you and offer you some techniques and suggestion as well as interpretation.
M.H.Daryaei
Dream Analyst,Yoga Instructor and Planning Expert
به محض اين كه تصميم بگيري سركي به موضوعات ماوراء طبيعي بكشي با گستره اي از عقايد و باورهاي متناقض مواجه مي شوي كه بسياري شان از جهل دامن گيري حكايت دارند كه به دستياري و ترفندبازي سودجويان در حلقه باطل افتاده است. البته اين به آن معنا نيست كه تمام برخوردهايي كه با رويا شده است مجموعه اي از باورهاي خرافي است. اين گزارش كوشيده است ضمن آن كه نگاهي به خوابگزاري در فرهنگ و انديشه ايراني مي اندازد، نظريات علمي جديد و قديم را در خصوص تعبير رويا و خواب مرور نمايد.
در فرهنگ عموم اجتماعي جوليوس گوله آمده است: «رويا معمولا به آن بخش به خاطر آمده سلسله تصورات يا صورت هاي خيالي و تداعي هايي كه احتمالا به طور پيوسته در خلال خواب در ذهن حاضر مي شوند اطلاق مي شود.» (ص 474) تعبير رويا مقوله اي است فرهنگي، تاريخي و ديني كه در قرن اخير علم روانكاوي به آن توجه ويژه اي داشته است. خوابگزاري در ايران همچون ديگر تمدن هاي جهان از سابقه اي طولاني برخوردار است. خواب هاي كورش، خواب هاي بابك در كارنامه اردشير بابكان و خواب هاي زرتشت به روايت نوشته هاي پهلوي از نخستين و كهن ترين خواب هاي ايراني هستند. شاهنامه فردوسي از جمله منابع كهني است كه در آن اشارتي به اين روياهاي صادقه شده است. حتي در داستان زندگي فردوسي نيز به روياي صادقه پدر فردوسي پيش از تولد وي اشاراتي شده است.
تعبير خواب در ايران پس از اسلام رنگ ديني به خود گرفت. گويا كهن ترين رساله موجود در باب خواب به زبان عربي كتاب «الجوامع» اثر ابن سيرين معبر مشهور مستوفي 115 هجري است و پس از آن «دستور في التعبير» به تاريخ 158 هجري اثر «ابوالاسحاق» است كه در عهد «خليفه مهدي» مي زيست. «رساله القادري في التعبير» نوشته «ابوسعيد نصربن يعقوب دينوري» نيز سده ها مرجع تعبير خواب ها بود.
دينوري با نگاه به اثر «ارطاميدورس» رساله خود را در سال 397 براي «خليفه القادر بالله» نوشت. «سعيدبن سيب» معبر نامور اموي علم تعبير خواب را از «اسماء» دختر خليفه اول مسلمين آموخت. و اين نكته اي است شايان توجه زيرا ادامه همان سنتي است كه در خاور نزديك باستان زنان و كاهنه ها تعبير خواب مي كردند.» (خواب و پنداره _ خجسته كيا. ص 126)
اما اين كه اساسا تعبير خواب چيست و چقدر مي توان به آن اعتبار داد؟ مولفان بر آنند كه محتواي رويا حامل پيام هايي از سوي داناي كل يا خداوند است كه به صورت نمادين در هنگام خواب بر فرد نازل مي شود. اين پيام ها مي توانند در بردارنده بيم، هشدار يا خبري از آينده باشند. نمونه روشن آن داستان حضرت يوسف است كه در منابع ديني و غير ديني به كرات از آن ياد شده است. اما رويكرد علم عصب شناسي به مقوله رويا و تعبير آن با اين قرايت همسو نيست.
«جي آلن هابسون» در كتاب «مغز روياپرداز» مي گويد: «شواهد علمي نشان مي دهند كه حوادث زندگي (همچون مرگ، تولد و تصادفات) ماهيتا غير ارادي هستند و پديده هاي طبيعي به حساب مي آيند. اين اتفاقات از قوانين خاص خودشان پيروي مي كنند كه در آنها جبر و تصادف به يك اندازه دخيل است. ارتباط و پيوستگي ميان آنها هم كاملا غير قابل پيش بيني و اتفاقي است. در نتيجه نامعقول و غير ضروري است اگر بكوشيم براي جنبه هاي بي معناي روياهايمان معنايي پيچيده قايل شويم و بسيار غير علمي و سقيم خواهد بود اگر به اين گونه تاويل هاي نمادگرايانه دل خوش سازيم. بسياري از روان شناسان معاصر بر آنند كه حالت دماغي رويا دست كمي از اوهام و تخيلات بيداري ندارد و تخيلات ما مي تواند به همان اندازه حاوي عناصر اعجاب انگيز و خارق العاده باشد. اما رويا اين عناصر غريب را در قالب يك واقعيت قاطع و باورپذير گرد مي آورد و به آن بعد تصويري و عيني مي بخشد.»
در هر حال فرم روياهاي ما بستگي تام به عملكردهاي مغزي مان حين خواب دارد. در حالت خواب مغز، بسيار فعال تر از وضعيت بيداري است. اين يكي از تناقضاتي است كه امروزه مطالعات نوين رويا آن را آشكار ساخته است. (dreaming brain.p.11/11) اما روانكاوي كه علمي متكي بر مشاهده صرف نيست. در اين ميان مشي متفاوتي داشته است. از بزرگ ترين پيشوايان روانكاوي كه در باب رويا سخن گفته اند «پاولوف فرويد» «يونگ» و «اريك فروم» هستند. براي گفت و گو در باب نظريه هاي تعبير رويا به سراغ محمد هادي دريايي رفته ايم كه يكي از علاقه مندان به موضوع تعبير روياست و به بررسي نهادهاي رويا نزد اقوام مختلف پرداخته است. وي درباره نظريات فرويد مي گويد: «فرويد معتقد بود روياها فرآورده هاي ذهني اي هستند كه مي توان آنها را فهميد، تعبير و تفسير كرد. او در سال 1900 در كتابش بيان داشت كه رويا كوشش است در كسوت مبدل براي برآورده ساختن اميال و منظورش اين بود كه روياها متاثر از اميال يا نيازهايي هستند كه خود آنها را غير قابل قبول مي يابد و در هشياري آن را ناممكن مي داند. اين اميال بعدها به صورت نمادين به عنوان محتواي نهفته (latent content) رويا ظاهر مي شوند. فرويد رويا را نيز مانند فراموشي و خطاهاي لفظي نوعي ديگر از طريق ابراز اميال و خواسته هاي ناآگاه تلقي كرده است. فرض ديگر فرويد در مورد رويا اين است كه اميال و خواسته هاي غير منطقي و نامعقول مورد بحث، همگي مربوط به زمان كودكي انسان است. يعني زماني زنده و فعال بوده و سپس به علت واپس زده شدن به اعماق ناخودآگاه رفته و در آنجا به زندگي زيرزميني و مخفي خود ادامه داده اند. رويا از نظر فرويد شامل سه قسمت اصلي است: 1_ روياي مكتوم كه محتوي احساسات و افكار اصلي و زيربناي هر روياست. 2_ روياي آشكار كه داراي متن ظاهري روياست. 3_ كار _ رويا كه وظيفه تبديل روياي مكتوم به روياي آشكار را به عهده دارد. اما يونگ در تئوري فرويد تجديد نظر كرده و آن را مورد انتقاد قرار داد. وي معتقد بود تعبير رويا را مي توان به دو نوع پيش بين و گذشته بين تقسيم كرد. روياهاي انسان محتوي آرزوها و اميال گذشته او هستند ولي در عين حال به آينده نيز نظر داشته هدف ها و مقاصد آتي بيننده را مشخص مي كنند. يونگ مي گويد روح داراي تحول است و به همين دليل بايد آن را از 2 نظر مورد توجه قرار داد. از يك طرف روح تصويري از يادگارها و بقاياي گذشته به دست مي دهد. و از طرف ديگر در همان تصوير آينده را تا آنجا كه خود مسئول به وجود آمدنش خواهد بود، ابراز مي نمايد.
يونگ در جاي ديگري مي گويد انسان هيچوقت از افكار خودش كمك نگرفته بلكه اشراقات و الهامات يك دانش بزرگ تر او را ياري كرده است. به طور كلي سه نظريه از زمان قديم تا امروز درباره خواب وجود داشته است. اولي منحصرا رويا را نامعقول و غير منطقي مي داند. دومي منحصرا منطقي و سومي مخلوطي از مطالب منطقي و دور از منطق. به اعتقاد من نظريه اخير درست تر است.»
اما تاويل يا تفسير رويا فرايندي صرفا پيشگويانه نيست. روانكاوان، بيش از هر چيز از تحليل رويا به عنوان ابزاري براي تحليل شخصيت و شناخت خود استفاده كرده اند. همچنين به اعتقاد بسياري از روانكاوان «خواب كاركرد تعادل بخشي دارد، و به طور كلي براي ايجاد تعادل در رفتار رواني فرد رخ مي دهد.
هر چه اين سو ناچيز تر، آن سو افزونتر، پس ارتباط با خود آگاه ارتباطي تعادلي است. اين بهترين اصلي است كه در كاربرد تعبير رويا به تاييد رسيده است. يكي از فرض هاي نظريه روانكاوي اين است كه هر يك از اعمال و افكار ما در حفظ تعادل عاطفي و جسماني، نقش دارند و نقش روياها بالاخص اين است كه همه برآورنده آرزوها هستند. كام بخشي رويا در محتواي نهفته كه در ناهشياري پنهان است، نمادين مي گردد.»
(خواب، يان اوزوالد _ ص 144/149) فرويد، نقش پيشگويانه رويا را انكار كرد و بر آن بود كه برخي نمادها هميشه و براي همه انسان ها يك معناي خاص دارند. ولي آن چه مردم با شنيدن عبارت تعبير رويا در ذهن خود تصوير مي كنند همان وجه پيشگويانه است. تعبير نزد عامه مردم عبارت است از تحقيق يك موقعيت يا فعل در آينده كه به آن در خواب اشاراتي صريح يا نمادين شده است. مردم علاقه مندند كه نمادهاي مشترك داشته باشند و آنها را بپرورانند در سايه آن خواب هايشان را تفسير كنند.
همه اين ها در صورتي ست كه ما به آينده به عنوان مجموعه اي از موقعيت ها يا وضعيت هاي قطعي و مقدر اعتقاد داشته باشيم كه هر لحظه به سوي آن مي رويم. اما اگر آينده را موقعيتي در حال شكل گيري تلقي كنيم كه هر لحظه با تصميمات خود آن را مي سازيم چه خواهد شد؟ آيا در آن صورت مي توانيم پيشگويي را بپذيريم، اين ها همه پرسش هايي هستند كه نحله هاي مختلف اعتقادي و مكتب هاي فكري و فلسفي كوشيده اند، پاسخي برايشان بيابند. دريايي در اين باره مي گويد: «نظريه نسبيت انيشتن فاتحه زمان مطلق را خواند. وقايعي كه در نقاط مختلف در نظر ناظري در يك لحظه روي مي دهند در چشم ناظر ديگري كه نسبت به ناظر اول در حركت باشد در همان لحظه وقوع نمي يابد. مثلا اگر در نظر كسي كه روي زمين است دو واقعه در يك لحظه و با هم صورت پذيرد اين 2 واقعه براي ناظري كه در قطار است يا در هواپيما در حال حركت است. با هم روي نمي دهند. زمان مطلق نيست و با موقعيت و سرعت ناظر بستگي دارد. فلذا واقعه اي كه در جهان رخ مي دهد يعني مثلا انفجاري در يك ستاره، همان لحظه كه به چشم ناظر مي آيد رخ نداده است. از آن جا كه نور با سرعت ثانيه اي 300000 كيلومتر طي طريق مي كند ممكن است خبر واقعه ستاره اي سال ها پس از وقوع به چشم ما مردم زمين برسد و ستاره اي را كه امروز به وضعي مي بينيم مدتي پيش به اين وضع بوده و شايد امروز معلوم شده باشد.
اگر تصور اين امر ممكن بود كه شخصي سرعتي بالاتر از سرعت نور كسب كند. به موجب تئوري نسبيت، زمان براي او به عقب بر مي گشت و تولد او در آينده صورت مي پذيرفت. من به تبيين آينده در پرتو گذشته باور دارم. رويكرد مبتني بر چشم انداز، مي پذيرد كه در هر زمان خاص كثرتي از آينده هاي ممكن وجود دارد و آينده واقعي، حاصل تعامل ميان بازيگران گوناگون در يك وضعيت خاص و مقاصد هر يك از آنان خواهد بود. اين كه چگونه تكوين مي يابد. به طور يكسان توسط عمل انسان ها و نفوذ عليت ها تبيين مي شود.
به آينده نبايد به عنوان يك خط يگانه از پيش تعيين شده نگاه كرد، به صورت استوار گذشته؛ كاملا به عكس آينده كثير و نامعين است. كثير بودن آينده و دامنه آزادي عمل انسان ها يكديگر را تبيين مي كنند. آينده نوشته نشده است بلكه در معرض آن است كه ايجاد شود.»
با اين حساب شايد خواب هاي ما حاوي نمادهاي كاملا مشخص هستند كه تحت تاثير عوامل مختلف بيروني و ساز و كارهاي دروني روان به صورت نمادين بروز كرده اند و اين تنها خود فرد است كه مي تواند روياي خود را رمز گشايي كند و زمينه هاي شكل گيري آن را دريابد.
حسين باهر، محقق: «بر اساس مناطق ديني و عرفاني تمام وقايع هستي در يك لوح فشرده جمع شده است و اگر كسي به آن نوار دست پيدا كند مي تواند، سانس بعدي را پيشگويي كند. مبناي رمزگشايي ها در كتب ديني، برخي سمبول هايي است كه به آنها در متن قرآن اشاره و يا از امام صادق نقل شده است. از ديگر منابع مي توان به «ابن سيرين» اشاره كرد كه آن هم برداشت هايي از كلام معصوم است. البته تنها چيزي كه ما به قطعيت آن باور داريم وحي منزل است و هيچ رمزي معناي قطعي ندارد.»
يکی از رويابينان اخيرا از کرمان رويای نگران کننده يی را فرستاده بودند لطفا ما
را از وضعيت فعلی خود با خبر سازند
← صفحه بعد
نظرات ()




